تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1116
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1116 1116. وصی
بالاخره روز حرکت فرا رسید. شاه الباس دو ماه قبل برای همه اعضای حزب نامه فرستاده بود و همه حضورشان را تایید کرده بودند.
شیطان تعقیبگر، ارشد جولیا، شیطان پرنده، شیطان رویابین و نوآ از مناطق مختلف در محدودهی هایو به راه افتادند. آنها در نقطه طراحی شده بالای دریا بین دو قاره جمع شدند.
وقتی پادشاه الباس دوباره ظاهر شد راهی را باز کرد. او آن را با چند حکاکی تقویت کرد زیرا قصد داشت دوباره از آن استفاده کند. تصمیم گرفته بود که قوانین خام را شکار کند.
به زودی نیروهای شورا به گروه پیوستند. ارشد دیانا، ارشد رجینا و ارشد پائول به همان نقطه رسیدند و با نیروهای هایو احوالپرسی مودبانهای کردند.
ارشد رجینا به دلیل کارهای شیطان پرنده در نبردهای گروهی هنوز از او دلخور بود، اما با این وجود مجبور بود به او احترام بگذارد. شیطان هیچ افتخاری نداشت، اما خود را به عنوان یک متحد توانا ثابت کرده بود.
امپراتوری شاندال نیز به این گروه پیوست. با دیدن دست چپ یزدان و سرعت حقیقی که از قاره جدید پرواز میکردند، نیروهای متحد مجبور شدند رنجش خود را سرکوب کنند.
آن دو فرد نیرومند با احترام رو به سایر کارشناسان تعظیم کردند، اما مشخص بود که با آنها رابطه دوستانهای نداشتند. جو به دلیل ناهنجاری ایجاد شده پس از ورودشان متشنج شد.
آن گروه از افراد نیرومند مجبور شدند یک ساعت کامل منتظر بمانند تا اینکه نیروهای خاندان الباس تصمیم گرفتند در آسمان ظاهر شوند. شاه الباس، شاهزاده اول، شاهزاده خانم اول و شاهزاده دوم به سمت آنها پرواز کردند و تعظیم سادهای انجام دادند.
تقریباً تمام قدرتهای جهان در آن روز در آنجا جمع شده بودند. به زودی چهارده نفر از آنها سطح را ترک میکردند و هیچ نگرانی در مورد امنیت قلمرو خود نداشتند.
به بیانی ساده، خروج آنها بهترین فرصت برای سازمانهای شورشی و سایر نیروها برای انجام کودتا و ادعای استقلال خواهد بود.
با این حال، نیروهای چهارگانه یک صلح موقت را امضا کرده بودند. این به نیروهای باقی مانده در سطح اجازه میداد تا بر تهدیدات خارج از خود تمرکز کنند.
علاوه بر این، رهبران از بقیهی تهذیبگران رتبه 6 از سازمانهای دیگر که در سطح باقی مانده بودند، هراسی نداشتند. مناطق آنها دارای نیروی دفاعی بودند که میتوانستند افرد قدرتمند را به مدت چندین دهه متوقف کنند، بنابراین هیچ نیرویی نیروی انسانی کافی برای حمله به سرزمینهای دشمن را نداشت.
چند دقیقه بعد از اینکه همه کسانی که برای آن مأموریت انتخاب شده بودند، راضی به شروع سفر شدند، پادشاه الباس گفت: «بریم.»
فرد سلطنتی هیچ سخنرانی ب...
کتابهای تصادفی
