فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1121

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1121 1121. لس

غول حملات خشونت آمیز خود را به سمت گروه ادامه داد. اندازه آن مشکل ساز بود، زیرا اندام‌های عظیم آن همیشه در مسیر سینه‌اش قرار داشتند.

نوآ در مرز سپرهای ایجاد شده توسط آیتم‌های دفاعی قرار داشت. نور طلایی، ضربات باد، رعد و برق و غیره دید او را پر کرده بود، اما او فقط به حرکات غول توجه می‌کرد.

مشت‌ها، اندام‌های نامرئی و دمش روی سپرها فرود آمدند، اما آن عروسک حالت جنگی نداشت. تهاجم آن فقط حملات خشونت آمیز پیاپی بود.

با این حال، هیچ روزنه عبوری نشان نمی‌داد. نوآ مجبور شد مسیری را که به سمت مرکز قفسه سینه می‌رود را نیز در نظر بگیرد، بنابراین به فرصتی طولانی نیاز داشت تا ضربه‌اش را وارد کند.

یخی که از پاهایش پخش شده بود مشکلی ایجاد نمی‌کرد، اما او مثل شاه الباس سلاح بلندی نداشت. اگر نوآ می‌خواست مستقیماً آن را لمس کند، باید به هاله متراکم اطراف بدنش وارد می‌شد.

تنش در میان گروه بالا گرفت، اما هیچ‌کس جرات نمی‌کرد صحبت کند. نوآ نیاز به تمرکز داشت و کارشناسان فقط می‌توانستند به فردیت او برای نجات جان‌شان تکیه کنند.

نوآ خم شد و ستاره تاریکش چرخید تا قدرت را به پاهایش بفرستد. او هنوز نپریده بود، اما می‌خواست برای زمانی که فرصت مناسب فرا رسد آماده باشد.

با ادامه حمله، شکاف‌هایی روی سپر طلایی پادشاه الباس گسترش یافت. غول حمله را متوقف نمی‌کرد و در نهایت، قدرتِ محافظت‌ها شروع به کاهش یافتن کرد.

سپر طلایی سقوط کرد و حملات شروع به فرود آمدن روی مجموعه صاعقه‌ها کردند. آن‌ها نیز در نهایت ناپدید شدند و وظیفه حفاظت از گروه افتاد بر عهده ضربات باد.

زمانی که حملات به سمت سپر شاهزاده‌ها و شاهدخت شروع شد، نوآ فریاد زد: «دیگه هیچی فعال نکنین.»

کارشناسان می‌خواستند طلسم‌ها و آیتم‌های نوشته‌شده بیشتری فعال کنند تا زمان بیشتری به دست آورند، اما نوآ نیاز داشت غول خود را در معرض دید قرار دهد. هر چه حملاتش به گروه نزدیک‌تر می‌شد، مسیر به سمت سینه‌اش آزادتر می‌شد.

سرعت حقیقی و ارشد پائول وقتی دیدند همراهان‌ از اقدامات‌ دست کشیدند، آب دهانشان را قورت دادند. افرادی که دفاع را مدیریت نمی‌کردند به سمت نوآ چرخیدند و منتظر بودند تا او وارد عمل شود.

سپرهای طلایی فرو ریختند و سه سلطنتی به سمت نوآ چرخیدند. لایه یخ سقوط کرد و شیطان پرنده روی فلز نشست تا منتظر حرکت عظیم نوآ باشد.

هر دفاعی که سقوط می‌کرد، کارشناسان به نوآ نگاه می‌کردند. آیتم‌های بیشتری آماده داشتند، اما آن‌ها را فعال نکردند تا او در آرامش کار کند.

عروسک‌های قهوه‌ای هیولامانند در زیر طوفان‌های شد...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی