فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1192

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1192: اکنون

هنگامی که پادشاه الباس از رده‌ی پایین خارج می‌شد و متکبرانه صحبت می‌کرد، شاهزاده‌ی سوم و پرنسس دوم بی‌صدا ماندند. با این حال آن‌ها انتظار نداشتند که سخنانشان به تنهایی بتواند به آن‌ها کمک کند.

تمام جهان خروجش را تماشا کرد و سازمان‌های شکست خورده‌ای که به هیکل نحیفش نگاه می‌کردند، می‌دانستند که او حقیقت را گفته است. شاه الباس اساس و هسته‌ی اصلی سازمان خود بود.

پادشاه الباس گذشته‌ای مرموز داشت. او تحت سرکوب خاندان سلطنتی قبلی زندگی کرده و توانسته بود با قدرت خود بر آن غلبه کند.

بعد از آن، او خاندانش را به اوج دنیا رسانده بود. همچنین دستاوردهای خاندان سلطنتی بسیار فراتر از هر تهذیب‌گر دیگری بود که در دوره‌ی او زندگی می‌کرد، و او به شاهکاری‌هایی دست یافته بود که بسیاری آن را غیرممکن می‌دانستند.

تونل بُعدی به تنهایی کافی بود تا نامش را در آن رده جاودانه کند. اتصال دو سرزمین مرگبار به هم شاهکاری بود که بسیاری از تهذیب‌گران تنها آرزوی تحقق آن را داشتند.

مبارزه‌اش علیه کل جهان هم موقعیتش را به عنوان یک جنگجوی تمام عیار پایدارتر کرد. پادشاه الباس تهذیب‌گری کامل بود که هیچ نقطه ضعفی نداشت. وقتی بحث مبارزه و حکاکی به میان می‌آمد او مانند یک هیولای واقعی بود.

خروج پادشاه الباس حافظه‌های تماشاگران را تحر*یک می‌کرد و آن‌ها فقط با فکر کردن به کسی که رده را ترک کرده بود، شگفت زده می‌شدند.

بسته شدن شکاف به دوران پادشاه الباس در رده‌ی پایین پایان داد، اما از او یک افسانه ساخت.

هنگامی که شکاف موجود در آسمان بسته شد، لرزشی در بدن شاهزاده‌ی سوم و پرنسس دوم رخ داد. ارزش فراوانی که نیروهای سه سازمان برای پادشاه الباس قائل بودند، غرور ذاتی‌ای که فرزندانش داشتند را افزایش داد.

دو خاندان سلطنتی احساس کردند که موجی از قدرت مراکز قدرتشان را پر می‌کرد. شعله‌های طلایی‌ای که مثل روشنایی ستاره بودند از بدنشان بیرون می‌آمد و سطح تهذیبشان در طی این فرآیند افزایش یافت.

قبل از آن اتفاق شاهزاده‌ی سوم و پرنسس دوم چیزی بیش از نیروگاه‌هایی در میانه‌ی مسیر مرحله گازی نبودند. با این حال، سطح تهذیبشان پس از خروج پدرسالارشان از جهان تا اوج آن مرحله افزایش یافت.

نوآ به خاندان سلطنتی خیره شده بود اما کاری نکرد. او تصمیم گرفته بود که مراحل اولیه تهاجم را به زیردستانش بسپارد، بنابراین هنوز قصد نداشت چیزی را پیش ببرد.

علاوه بر این، دو عضو خاندان سلطنتی ارزش گرفتن وقتش را نداشتند. شاید او از سر و کار داشتن...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی