تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1194
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 1194: تخریب
با هر موج ضربهای جون به خود میلرزید. او همزمان با اینکه تشنج داشت، مدام خون سرفه میکرد.
با این حال، بعد از اینکه مراکز قدرتش به رتبهی ششم رسیدند، موج ضربهای دیگری از بدنش خارج شد. ضربان قلبش در آن منطقه طنین انداز شده بود و با هر ضربان جرقههایش بیشتر میشد.
هنگامی که روسا جون را دیدند که توانایی گسترش انرژی بالاترش را ندارد، ساختارهای دفاعی خود را فعال کردند، اما جرقههای جون قبل از رسیدن به سمتشان درست به سمت خودش برگشتند.
جرقههای سیاه به داخل بدن جون برگشتند، و وقتی تمام آن انرژی در مدار کامل او جمع شد، جون شروع به تشنج کرد. هالهی نارنجی رنگی او را فرا گرفته بود و با هر ضربان قلب او موجهای ضربهای پراکنده میشدند.
اولین تپش قلبش چند رشته علفی که از طلسمهای روسا جان سالم به در برده بود را تکه تکه کرد. تپش دوم زمین اطراف جون را پر از ترک کرد. سومی آسمان را تحت تأثیر قرار داد و شکافهای کوچکی در آن ایجاد کرد که باعث به وجود آمدن خلا در بافتش شد.
هالهی جون با چهارمین تپش شدیدتر شد و یک سری صاعقههای سیاه رنگ از چهرهاش خارج شد.
هالهی جون بالا رفت و خیلی زود به رتبهی ششم رسید. قدرتش افزایش یافت و و در همین حین که قصد درونی نبردی را که مدتها سرکوبش کرده بود آزاد میکرد، انرژی بالاترش شدت گرفت.
موهایش در باد ناشی از ایجاد آن صاعقهها تکان میخورد. هر زمان که حملاتش بر روی حکاکیهای آن منطقه فرود میآمد، خطوط طلایی از هم میپاشید.
حتی اگر این کار جون عمدی نبود، به رئیسها کمک میکرد که از ساختاری که نیزهها را به وجود میآورد محافظت کنند.
پیشرفت جون باعث ایجاد طوفانی از صاعقه در منطقهای از ساحل غربی شد. صاعقههایش بدون هدف خاصی به این سو و آن سو میرفتند، بنابراین همراهانش مجبور بودند هر زمان که مورد هدف یکی از آنها قرار میگرفتند جاخالی بدهند.
روسا در حالی که به تقویت طلسمهایی که به سمت حکاکیها فرستاده بودند ادامه میدادند، سپرها را فرا خواندند. اما این کار برای سایر نیروگاهها سختتر بود.
دست چپ یزدان و ارشد دیانای بزرگ به مایع «نفس» دسترسی داشتند، اما نیروگاههای دیگر فقط در مرحلهی گازی بودند. فردیتشان قوی بود ولی نفسشان نمیتوانست با انرژی بالاتر جون برابری کند.
حتی اگر سطح ته...
کتابهای تصادفی


