تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1206
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1206 - 1206. ستاره
نوآ در مورد هویت فرد حمله کننده تردیدی نداشت. تنها یک موجود بود که میتوانست چنین قدرتی داشته باشد و جزو سازمانهای تحت امر او نبود.
چهرهای که در دوردست ظاهر شد تاج طلایی کوچکی بر سر داشت. او لبخند همیشگی خود را به مهاجمان نشان نداد، اما کریستال قرمز در مرکز پیشانیاش هویت او را به جهانیان اعلام کرد.
نوآ در حالی که شاهزاده دوم را بررسی میکرد، فکر کرد -قویتر شده.-
سلطنتی در اوج مرحله مایع بود و آتش طلایی پیکر او را احاطه کرده بود. او شعلههای آتش پدرش را به ارث برده اما در تار و پود آنها فقط «نفس» بود.
از انرژی بالاتری استفاده نمیکرد، اما سطح تهذیب او شگفتآور بود. نوآ به دلیل محدودیتهای بعد جداگانه به سرعتی که میتوانست رشد نکرده بود، اما این میزان پیشرفت حتی از هیولاها هم پیشی گرفته بود!
هیچکس در صحنه باور نمیکرد که شاهزاده دوم به دلیل تلاش یا استعداد خود به آن درجه از قدرت رسیده باشد. به هر حال، نیروگاهها رد او را در واقعیت جداگانه گم کرده بودند، هنوز قوانین خامی در آن محیط وجود داشت.
شاهزاده دوم صحبت نکرد، اما نوآ هم منتظر نشد تا او این کار را انجام دهد. برای جلوگیری از ورود به محدوده سگ سه سر در حالی که به سلطنتی نزدیک میشد در آسمان بالاتر پرواز کرد.
نوآ هنگام پرواز به سمت شاهزاده دوم هیچ ترسی نشان نداد. آن دو از قاره جدید خیلی دور بودند و نمیتوانستند هیچ گونه ساختاری را ایجاد کنند، بنابراین قادر بودند آزادانه صحبت کنند یا بجنگند.
نوآ زمانی که به شاهزاده دوم رسید پرسید: «گلولههای آتشینت ته کشید؟»
سلطنتی در حین بررسی نوآ حالتی خشن داشت. سطح تهذیب او در حال حاضر بالاتر از نوآ بود، اما هنوز هم در ذهنش تردید داشت.
شاهزاده دوم نتوانست دلیل این احساس را توضیح دهد. با این حال، غریزهاش به او میگفت که نمیتواند نوآ را در سطح فعلیاش شکست دهد.
نوآ در حالی که لبخند سرد همیشگیاش را نشان میداد پرسید: «لبخنداتم ته کشیده؟»
شاهزاده دوم گفت: «اینجا اومدنت بیاحتیاطیه. ممکنه که خیلی بالاتر از خشکی باشیم، اما هنوز هم حوزه منه.»
نوآ با شنیدن این پاسخ آهی کشید. او نمیدانست که سلطنتی میخواهد بجنگد یا نه، اما باید دلیلی پشت حمله ناگهانی او وجود داشته باشد.
نوآ در حالی که لبخندش ناپدید شد و شمشیر شیطانی در کف دستش پرواز کرد، گفت: «من تو مقدمه چینی مهارت ...
کتابهای تصادفی



