فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1238

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1238 1238. بیرون رفتن

پس از اینکه نوآ یکی از ۶ مار ابدی را به قتل رساند، افراد قدرتمند فهمیدند که داشتن قدرت مطلق به چه معناست. قدرت محض یکی از رهبران برای به خطر انداختن سرتاسر جهان کافی بود.

نوآ هنگام بازگشت به غار از خود پرسید:

- این واقعا یه جونور جادویی رتبه هفتمه؟

در حالی که در قعر دریا شنا می‌کرد تا به منطقه تمرینی خود بازگردد، همه اتفاقات دنیای بیرون را نادیده گرفته بود. غرش بدون توقف بالای سرش می‌پیچید و با وجود اینکه زیر آب بود به گوشش می‌رسید، اما او برای بررسی آن از سفر خود دست نکشید.

با این حال، نوآ در مورد قدرت واقعی رهبران در سرزمین جاودانه دچار تردید شده بود. او در زندگی خود خدایان را در حین عمل دیده بود، اما به نظر می‌رسید که آن موجودات در سطحی کاملاً متفاوت قرار داشتند.

نوآ جرات نداشت فکر کند که رهبران در رتبه هشتم بودند. بالاخره شاندال موفق شده بود از آن‌ها یک تخم مرغ بدزدد. خدای قلابی مانند او در برابر موجوداتی در آن سطح می‌مرد، مگر اینکه از چیزی با قدرتی مشابه کمک می‌گرفت.

پیام‌های ذهنی بی‌شماری به دفترچه حکاکی شده‎ی او رسید. بالا رتبه‌های هایو و سایر رهبران می‎خواستند بدانند چه اتفاقی افتاده که چنین غوغایی ایجاد شده بود.

نوآ تا زمانی که به غار خود رسید به آن‌ها پاسخ نداد و فقط به پیام‌های نگران شیاطین پاسخ داد زیرا آن‌ها برای رساندن خبر به سایر افراد قدرتمند کافی بودند.

همه به زودی از دستاورد نوآ مطلع شدند. آن‌ها کل نبرد او را تماشا نکرده بودند زیرا چشمانشان به قلمروهای خاندان الباس بود.

همچنین آن‌ها فکر می‌کردند که نوآ طبق معمول فقط می‌خواهد خود را بیازماید. انتظار نداشتند که هدفش، کشتن باشد.

اما هنگامی که فهمیدند که او یکی از ده موجود اوج رتبه ۶ را کشته، بسیاری از آن‌ها با صدای بلند شروع به شکایت کردند.

ارشد دیانا در حالی که خشم آرامش همیشگی‌اش را کنترل می‌کرد گفت: «توی این بحران نمی‌تونی هر کاری دلت می‌خواد انجام بدی!»

دست چپ یزدان با لحنی متکبرانه گفت: «چرا منتظر دستورات قادر متلق نشدی؟!»

نوآ این پیام‎های ذهنی را نادیده گرفت تا بر بهبودی خود تمرکز کند. او سرانجام پس از بازگشت به غار، بدنش را بازرسی کرد و با دیدن وضعیتش چهره‌ای تلخ به خود گرفت.

مار ابدی تنها دو بار مستقیما به او ضربه زده بود، اما آن ضربات به پوست و درون نوآ آسیب زیادی وارد کرد. آن موجود او را به اطراف نیز کوبیده بود، اما این حملات آسیب جدی به او وارد نکردند.

دو لکه سیاه بزرگ در سمت چپ و سینه...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی