تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1239
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1239 1239. دانتیان
پس از اینکه شیطان رویابین آن پیام را دریافت کرد، دفترچه حکاکی شدهی نوآ به شکل بیپایانی زنگ خورد، اما او اهمیتی نداد.
بقیهی افراد قدرتمند میخواستند دنیا را تخلیه کنند زیرا بسیار خطرناک شده بود، اما نوآ محیط جدیدی را یافت که برای نیازهایش عالی بود.
چهل و نه موجود جدید رتبه ۶ در جهان وجود داشتند و همه میتوانستند به بدن نوآ کمک کنند تا به اوج درجات قهرمانی برسد. او نمیتوانست این فرصت را برای نادیده گرفتن سالها جذب خستهکننده انرژی از محیط رها کند.
نوآ یک جسد به دست آورده بود، اما او به سه تا چهار جسد دیگر نیاز داشت تا نسبت به پروژه خود احساس اطمینان کند. حالا نمونههای ضعیفتری در دست داشت، اما طبق گزارش زیر دستانش، شکار بسیار دشوارتر شده بود.
مارهای ابدی همیشه به صورت گروهی حرکت میکردند. تنها یافتن یکی از آنها غیرممکن بود و حتی برای مالکیت مناطق خاص با خود نمیجنگیدند.
به نظر میرسید که این جانوران مطلقا خود را وقف ماموریتشان میکردند. آنها بدون توقف در موانعی که در مسیر خود مییافتند، خشکیها و دریاها را جستجو کردند.
مارها حتی دنیای زیرزمینی هر دو قاره را کاوش کردند. جانوران تونلهای بزرگی حفر کردند و مناطق زیادی را تخریب کردند تا هر اینچ از سطح پایینی را بررسی کنند.
گروهی هم به بستر دریا رفته بودند. قدرت زیاد آنها برای حفر تونلهایی که در مدت کوتاهی به دریای سرخ میرسید کافی نبود، اما مشکلی نداشتند که هر روز برای این کار تلاش کنند.
نوآ به این فکر کرد که در صورتی که تخم را پیدا نکنند، آیا تا جایی که وارد واقعیت جداگانه شوند پیش میروند. نمیدانست که آنها میتوانند بدون هیچ کمکی به دریای زرد برسند یا خیر، اما مدت زیادی برای این فکر تلف نکرد.
ترسناکترین جنبه آن تهاجم این بود که شاندال هرگز اجازه نمیداد آن موجودات تخم را به دست آورند. مارها هرگز بعد جداگانه را نمییابند مگر اینکه او بخواهد.
این بزرگترین مشکل در این موضوع بود. افراد قدرتمند نمیدانستند اگر زیردستانشان شکست بخورند، موجودات آسمانی با سطح پایینتر چه خواهند کرد.
نوآ صرف کردن وقت خود برای فکر کردن به آن احتمالات را بیهوده میدانست. مسائل مربوط به موجودات آسمانی خارج از دسترس او بود، بنابراین فقط میتوانست برای بدترینها آماده شود و در عین حال بهترین استفاده را از آن موقعیت ببرد.
دقیقاً به همین دلیل بود که نمیخواست منتظر حرکت شاندال بماند. خدایان با تهذیبگران قهرمان بسیار متفاوت ...
کتابهای تصادفی
