تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1240
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1240 1240. نیت
زمانی که دست چپ یزدان و ارشد دیانا، احساس کردند هاله نوآ روی آنها متمرکز میشد، به خود لرزیدند. این اولین باری بود که نوآ به عنوان یک حریف مناسب در مقابلشان میایستاد و ترسی که در ذهن آنها ایجاد میکرد فراتر از انتظارشان بود.
هیچ ردهای نمیتوانست قدرت نوآ را توصیف کند. او یک تهذیبگر مرحله مایع بود که قادر بود بدون جاهطلبی اوج قدرت مرحلهای را بروز دهد، و زمانی که فردیتش وجودش را تقویت میکرد، اوج قدرتش را نشان میداد.
او حملات مختلفی را در اختیار داشت، اما حمله اصلیاش دارای برشهایی بود که با طلسمهایش مطابقت داشتند. عروسکهای او نیز هرگونه نقصی در سبک جنگیاش را جبران میکردند و بدنش قادر به معجزه کردن بود.
نوآ ترسناکترین حریف کل جهان بود. او شرور و شایسته بود و هیچکس هرگز نمیتوانست ادعا کند که از تمام قدرت او آگاه است.
تمام جهان داستانهایی در مورد دستاوردهای او میدانستند. ماجراهای او قبلاً وارد پروندههای تاریخی شده بود. نام او سنگینی تمام موانعی را که در طول زندگی بر آنها غلبه کرده بود به دوش میکشید.
فکر کردن به رویارویی با او احمقانه بود، اما دست چپ یزدان و ارشد دیانا با حسن نیت عمل میکردند. جهان در آن دوره در خطر بود و متوقف کردن نوآ تنها چیزی بود که میتوانست نابودی آن را به تأخیر بیندازد.
پس از بازگشت شاندال به سطح پایین، دست چپ یزدان اکثر محدودیتهای خود را از دست داده بود. در ذهن او، امپراتوری دوباره به قویترین سازمان در جهان تبدیل شده بود، بنابراین او در زمینهی مسائل سیا*سی جلوی خود را نمیگرفت.
ارشد دیانا متفاوت بود. او میتوانست هم نوآ و هم دست چپ یزدان را درک کند و نیتش صرفاً از روی انجام وظیفه بود.
تکیه کردن به شاندال امنترین راه در آن موقعیت بود، در حالی که اجازه دادن به نوآ برای آزادانه عمل کردن، سازمانش را مجبور به مهاجرت به جهانی دیگر میکرد.
او هیچ تنفری نسبت به نوآ نداشت، اما باید با او میجنگید تا آینده بهتری برای زیردستانش و خودش تضمین کند.
نوآ هم میخواست از آن نبرد اجتناب کند. حتی زمانی که جهان در شرایط قبلی خود بود حتی با رهبران بحث نمیکرد، اما ظهور بسیاری از موجودات قدرتمند اولویتهای او را زیر و رو کرده بود.
او برای پروژه و بدنش به مارهای ابدی نیاز داشت، اما همچنین اگر کنترل وضعیت جهان برای خودش خیلی سخت بود، میخواست که ارتشی ارزشمند در اختیار داش...
کتابهای تصادفی


