فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1241

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

طومارها

نوآ عقب‌نشینی نکرد و از تمام تکنیک‌هایش استفاده نکرد، فقط به هنرهای شمشیر و طلسم ریسمان اکتفا کرد. نمی‌دانست مادر سالارها چه خوابی برایش دیده‌اند. تهذیب‌گران و جانوران جادویی از هم متفاوت بودند. آن‌ها استراتژی‌ها و آیتم‌هایی را داشتند که می‌توانستند یک پیروزی حتمی را بی‌درنگ، به شکست تبدیل کنند.

با این‌ که نوآ قوی‌تر از آن‌ها بود، باید احتیاط می‌کرد. زیرا آن‌ها تجربه‌ی بیشتری داشتند. لانژ‌ها بدون هیچ مانعی در تاریکی پرواز می‌کردند. نوآ نمی‌توانست آن‌ها را سریع‌تر کند، اما می‌توانست قوی‌تر کند. مادر سالار‌ها فقط یک لحظه وقت برای واکنش داشتند و از همان هم برای توقیف جادو‌ی نوآ نگذشتند.

پوست دوم ارشد دیانا ترق و تروق می‌کرد و یک کره‌ی مشبک ایجاد کرد و هر چه که حتی سعی می‌کرد از منافذش عبور کند را بی‌درنگ نابود می‌کرد.

ارشد دیانا مقدار زیادی از «نفس» خود را به توری وارد کرد و با آن مهره‌هایی ساخت که می‌توانستند از لانژها محافظت کنند. به این ترتیب توانست قدرت آن حملات را خنثی کند.

دست چپ یزدان بادبزن خود را عمودی تکان داد و طوفان‌های شدیدی ایجاد شد و به لانژها برخورد کرد. نوآ در ابتدا این حمله را جدی نگرفت، اما وقتی تاثیرش را دید تصمیم گرفت آن‌ها بررسی کند. باد‌هایی که از آن بیرون زد تراکم کافی‌ای داشت و توانست خیلی راحت هنر شمشیر نوآ را کنار بزند. نوآ می‌دانست که مادر سالار امپراطور در مقابل او مقاومت خواهند کرد اما نمی‌دانست که این چنین خواهد بود. به نظر می‌رسید که بازگشت شاندال قدرت آن‌ها را بهتر کرده است.

ناگهان بریدگی بزرگی پشت دست چپ یزدان باز شد. در ابتدا مادر سالار چهر‌ه‌ای شگفت زده به خود گرفت اما سر...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی