فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1261

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1261 1261. ادغام

خانواده الباس هنوز هم می‌توانست در دنیا باشد. نوآ یک سال پیشین را در دروازه بعدی و در انزوا گذرانده بود، بنابراین تأیید نکرد که آیا آن‌ها سرزمین را ترک کرده‌اند یا خیر.

نوآ در طول شکارهایش متوجه حضور هیچ تماشاگری نشد، اما خانواده سلطنتی در زمینه‌هایی متخصص بودند که او حتی قادر به درک آن‌ها نبود. این احتمال وجود داشت که آن‌ها نبردهای او را بدون اطلاع از آگاهی ذاتی او دیده بودند.

غار در بستر دریا هیچ دفاعی نداشت. نوآ نمی‌توانست در آنجا آرام بگیرد و وضعیت روحی او برای موفقیت این عمل بسیار مهم بود.

نوآ چند هفته در بعد مجزا استراحت کرد و تنها پس از اینکه مطمئن شد مراکز قدرتش استرس انباشته شده در آخرین نبرد را پراکنده کرده‌اند، تمرین را شروع کرد.

هنگامی که نوآ به اوج خود بازگشت، آماده سازی برای این عمل را آغاز کرد.

نوآ قبلاً تمام مراحل لازم برای موفقیت این روش را انجام داده بود. او ماهیت غدد مار ابدی را بدون شکستن آن‌ها تغییر داده بود. حالا او فقط باید همین کار را قبل از شروع ادغام انجام می‌داد.

سر مار اوج رتبه 6 در اختیار او بود. نوآ فقط باید غدد را تصاحب می‌کرد و تحولی را که در آن مهارت داشت انجام می‌داد تا برای همجوشی آماده شود.

تغییر ماهیت غده به خوبی پیش رفت. این که آن‌ها اعضای جانوری در اوج رتبه ششم بودند در مقابل انرژی بالاتر نوآ اهمیتی نداشت.

اراده و ماده تاریک او آن اندام‌ها را به کیسه‌های محکم تیره‌ای تبدیل کرد که هیچ چیزی در آن وجود نداشت. آن‌ها هنوز هم می‌توانستند یک نسخه تغییر یافته از مایع نقره‌ای تولید کنند، اما نوآ به آن‌ها بدون هر گونه ماده خارجی‌ و ناخالص نیاز داشت.

نوآ در حالی که اسنور را احضار می‌کرد، فکر کرد: -بالاخره وقتش فرا رسیده.

همراه خونین در كنار او شکل گرفت و به دستور او منقبض شد. اسنور تبدیل به یک مار کوچک بالدار شد که حتی یک متر هم طول نداشت.

نوآ نمی‌توانست از موضوع معمول آن (اسنور) در طی مراحل ادغام فرار کند. دفاع طبیعی نوآ خیلی بالا بود و ایجاد زخم‌های دقیقی که بتواند به او اجازه دهد ادغام خود را انجام دهد دشوار بود.

شمشیر شیطانی می‌توانست این مشکل را حل کند اگر نوآ تصمیم می‌گرفت تا از تمام توانش استفاده کند، اما اسنور می‌توانست همین کار را بدون هدر دادن انرژی ارزشمند خود انجام دهد. از این گذشته، نوآ می‌خواست در اوج خود باقی بماند حتی زمانی که زخمی بر بدنش بود.

نوآ مقداری خون از سر جدا شده خزنده گرفت و دو خط ضربدری روی نیم تنه بر*هنه‌اش ترسیم کرد. اسنور توانایی ذاتی خود را شارژ کرد و یک پرتو تاریک کوچک را منتشر کرد که روی مرکز آن خطوط حرکت می‌کرد.

حتی پوست با...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی