تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1262
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
1262
تور طلایی
همجوشی تمام شد، ریههای نوآ به زمان نیاز داشت تا با تغییرات جدید سازگار شوند و یاد بگیرد که چگونه توانایی ذاتی جدید خود را فعال کنند. نوآ هنوز نمیتوانست اعضای بدنش را آزمایش کند. او تا زمانی که ریههایش تثبیت نشده بود، نمیتوانست بفهمد که همجوشی موفق بوده یا خیر.
با این حال، ماده تاریک او از آنها مراقبت کرد و تخمها بر سبک زندگی نوآ تأثیری نداشتند. در آن شرایط نفس کشیدن با ریههایش سخت بود، اما برای زنده ماندن نیازی به هوا نداشت.
نوآ فقط میتوانست صبر کند و امیدوار باشد که ماده تاریک او از هر نقصی در اندامهای جدیدش مراقبت کند. او نسبت به عمل همجوشی خوشبین بود و اشتیاقش برای آزمایش قدرت جدید، او را بیتاب میکرد.
خوشبختانه نوآ، کارهای زیادی برای انجام دادن داشت. او تمام پروژههای خود را به پایان رسانده بود، اما هنوز دنیایی را باید نجات میداد. او همچنین میتوانست زمان بیشتری را صرف تمرین کند، زیرا گروههای روی سطح نیاز به تخصیص مجدد نیروهای خود برای اشغال زمینهای خالی داشتند.
جهان آنقدر آسیب دیده بود که نبردهای سخت را تحمل نمیکرد. نوآ باید به آرامی تمام موجودات رتبه شش را بکشد تا زمانی که توری شکافها شروع به بسته شدن کند و بتواند محدودیتهای خود را آزمایش کند.
اگر نوآ به جانور جادویی اجازه دهد سرزمینهایی را که پاک کرده بود پر کند، همه چیز سادهتر میشد. اگر مارها خود به خود شروع به جدا شدن کنند، او نیازی به توسل به طعمهها نداشت.
میل به یک لانهی بزرگتر، یک غریزه ذاتی در جانوران جادویی بود. نوآ مطمئن بود که دو گروه باقیمانده در قاره کهن پس از نقل مکان برخی از نمونههای آنها در کشور اوترا نازکتر میشوند.
نوآ مدتی تمرین کرد. چند دهه گذشت و قدرت او در آن سالها اندکی بهبود یافت. دانتیان او به اوج مرحلهی مایع نزدیک میشد و بدنش به دلیل شکارهای زیادی که در سالهای گذشته کرده بود، به سرعت تقویت شد.
هرگز در دشتهای پایینتر اتفاق نیفتاده بود که یک جانور جادویی یا یک دورگه بتواند بدن خود را به این سرعت بهبود بخشد. با این حال، نوآ قبلاً ...
کتابهای تصادفی

