تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1260
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1260 1260. پیروزی
حملات قبلی نوآ ویرانی را در سراسر جهان گسترش داده بود. طوفانهای ماده تاریک او شکافهای بزرگی در تار و پود آسمان ایجاد کرده بود و حتی طلسم او چند شکاف در آسمان باز کرده بود.
زمین ضعیف قاره کهن تحت حملات او فرو ریخته بود، اما این در مقایسه با آنچه قرار بود اتفاق بیفتد چیزی نبود. نوآ قبلاً خود را مهار کرده بود، اما نمیتوانست در برابر آخرین حریف خود این کار را انجام دهد.
مار ابدی اوج رتبه 6 منطقه را با مایع نقرهای پر کرد که چندین لایه یخ نیز ایجاد کرد. آن موجود دیده بود که تواناییهای نوآ چقدر کشنده است، بنابراین هنگام مواجهه با او ریسک نمیکرد.
از سوی دیگر، نوآ کاملاً راحت بود. او قبلاً موجودی مشابه را شکست داده بود. البته در گذشته این مواجهه او را به شدت مجروح کرده بود، اما او اکنون بسیار قویتر از قبل بود.
مراکز قدرت او هنوز در سطح مشابهی بودند، اما او یک سلاح قدرتمند را به مجموعه خود اضافه کرده بود. این اضافه شدن به تنهایی به او تمام اعتماد به نفس لازم در نبرد را میداد.
البته او نمیتوانست بیخیال حمله کند. او هنوز باید غدد آن موجود را از جسدش بازیابی میکرد، به این معنی که باید قسمت پایین سر آن را سالم رها میکرد.
مار به طرف نوآ پرید. حمله آن بخشی از لایههای دفاعی را از بین برد تا ابری از خردههای یخ ایجاد کند که روی زمین میافتاد.
این موجود نیازی به خودداری نداشت. گونه آن به دلیل تواناییهای درمانی خود مشهور بود، بنابراین به طور طبیعی سبک جنگی بیپروایی را توسعه داده بودند.
نوآ به این رفتار احترام میگذاشت، اما مدتها بود که یاد گرفته بود چگونه با این توانایی دردسرساز مقابله کند. مارهای ابدی میتوانستند جراحات خود را با خردههای یخ ببندند، اما نمیتوانستند تمام قطعات بدن خود را دوباره رشد دهند.
مار ابدی در یک لحظه به نوآ رسید. مایع نقرهای از دهان بازش بیرون میآمد و دندانهای نیشش زره سیاه او را هدف گرفته بودند. با این حال، قبل از اینکه موجودی بتواند حمله خود را به پایان برساند، یک سری بریدگی در داخل پوزهی لزج آن ظاهر شدند.
جانوران جادویی ضعف مهلکی داشتند که تهذیبگران به راحتی میتوانستند از آن سوء استفاده کنند. سبک نبرد آنها همیشه یکسان بود و محدودیتی برای بهبود آنها وجود داشت.
حتی موجوداتی که در سرزمینهای جاودانه زندگی میکردند و هممرز با جا...
کتابهای تصادفی

