تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1283
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1283 1283. خوف
یک موجود شبه رتبه 7 بهترین غذا برای بدن در رده بالایی بود. جانور بالدار پر شده فقط پوستش باقی مانده بود، اما این منبع میتوانست قدرت نوآ را بسیار تقویت کند.
جانوران جادویی معمولی، هضم منبعی در آن سطح برایشان سخت بود اما بدن نوآ آن محدودیتها را نداشت. سیاهچالهاش نیز به این روند کمک کرد و باعث شد انرژی موجود در پوست جانور بالدار را در کمترین زمان جذب کند.
با این حال، بهبود واقعی بافتهای او به کندی انجام میشد. سیاهچاله میبایست انرژی جذب شده از پوست را تصفیه میکرد و آن را به هر گوشه بدن او هدایت میکرد. سپس، باید آن رشد را هماهنگ میکرد تا نوآ بتواند بهترین نتیجه را از این فرآیند به دست آورد.
نوآ در حالی که بدنش رشد میکرد، بیشتر زمانش را به تمرین گذراند، اما ذهنش همچنان در طول کل فرآیند نبرد علیه رهبر مارها را تصور میکرد.
این نوع آموزش ذهنی عموماً در بازتولید قدرت واقعی یک موجود ناکام بود. با این حال، نوآ تا آن زمان قرنها مارهای ابدی را مطالعه کرده بود. دانشش به او این امکان را میداد که شبیه سازیهای بینقصی ایجاد کند و حتی موقعیتهایی را که در آخرین مبارزه ایجاد نکرده بود را پیشبینی کند.
درک سبک جنگی رهبر سخت نبود. حملات آن شامل یک حمله بیامان بود که از انعطاف بدنش استفاده میکرد. تهاجمش نیز به دلیل اعتماد به تواناییهای ذاتی خود، بیپروا بود.
نوآ محاسبه کرده بود که باید مار را حداقل دوازده بار بکشد. حریف او تنها رهبر نبود. او میبایست آن را مجبور کند تا تمام یخهای انباشته شده در جهان را مصرف کند.
بخشی از او درک میکرد که پادشاه الباس پس از بازگشت از خلاء واقعیت خارجی چه احساسی داشته است. رهبر سلطنتی مجبور بود با تمام دنیا مبارزه کند که میخواستند او را بکشند، اما به دلیل ذخایر بیپایان انرژی خود پیروز شده بود.
وضعیت نوآ کمی متفاوت، اما کاملاً مشابه بود. حتی با جاه طلبی او، قدرت محضش نمیتوانست به سطوحی برسد که پادشاه الباس در گذشته نشان داده بود. با این حال، او داشت به آنجا میرسید.
نوآ در حالی که تصاویر در ذهنش پراکنده میشدند، فکر کرد.
وقتی به اوج واقعی رتبههای قهرمانی برسم، خیلی قویتر از اون میشم.
او بالاخره تمرینات ذهنی خود را به پایان رسانده بود. دقیقا میدانست چگونه باید با رهبر مبارزه کند. حالا فقط میبایست آن نقشهها را در نبرد به کار ببرد.
نوآ زمانی که بدنش مواد مغذی را جذب کرد از بعد خارجی بیرون آمد. لازم نبود ...
کتابهای تصادفی


