تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1284
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1284. طوفان و سیاهی
مار میتوانست بفهمد که چیزی درست نیست، اما در آن موقعیت نمیتوانست هیچ کاری انجام دهد. نوآ آن را در چنگالش گرفتار کرده بود. موجود میبایست دهانش را پاره کند تا بتواند فرار کند.
نوآ اما اجازه نداد آنطور که میخواهد عمل کند. هر ثانیهای که در آن موقعیت سپری میشد زمانی بود که او نمیتوانست از آن برای مبارزه استفاده کند، بنابراین از بالا بردن شمشیر خود برای حمله به جانور مهار شده تردیدی نداشت.
شمشیر شیطانی، فلسهای موجود را سوراخ کرد و پوست آن را حفر کرد و سپس سیل ماده تاریکی را آزاد کرد که درون آن را از بین برد. حمله، جمجمه جانور را بلعید و از پشت آن بیرون آمد.
مار پس از تنها یک حمله، قسمت بالای سر خود را از دست داد. ضربههایی که میتوانستند بر یک منطقه بزرگ اثرگذار باشند، در برابر آن حریف بیمعنی بودند. نوآ فقط نیاز داشت تا دقیق و مرگبار باشد.
زمینهای یخ زده جهان وقتی مرگ مار را احساس کردند به سمت آسمان بلند شدند. طوفانی از تکههای بزرگ یخ این دو نفر را فرا گرفت و آنها را از هم جدا کرد.
یخ به نوآ برخورد کرد و او را پرتاب کرد. دود خورنده او نتوانست از برخورد آن تکهها به او جلوگیری کند، اما آنها زمانی که روی بدنش فرود آمدند، فقط توانستند زره او را بشکنند.
ماده تاریکی که پیکر او را احاطه کرده بود شروع به یخ زدن کرد، اما زره به زور شروع به منبسط شدن کرد تا دنیای تاریک را ایجاد کند و از رسیدن هر تکهای به موقعیت نوآ جلوگیری کند.
اکنون قدرت بدنی نوآ بالاتر از مار بود، اما طوفان همچنان میتوانست مانع حرکات او شود و او نمیتوانست اجازه دهد این اتفاق بیفتد. او نمیتوانست اجازه دهد این موجود متوقف شود.
دنیای تاریک هوشیاری نوآ را افزایش داد و به او اجازه داد تا آثار باقی مانده موجود را حس کند. طوفان از قبل هاله مار را پنهان کرده بود، اما هنوز نتوانسته بود بوی خونی که در هوا مانده بود را از بین ببرد.
نوآ به سرعت به جلو دوید و دنیای تاریک قبل از اینکه وارد بُعدش شود، به شکل زرهی شیطانی به هم فشرده شد. امواج شوک منتشر شده توسط طوفان سعی کردند تکنیک حرکتی او را متوقف کنند، اما نوآ با تکیه بر قدرت بدنی خود از این فشار جلوگیری کرد.
در نهایت، وجودی در محیط تاریک ظاهر شد. نوآ به سرعت از ابعاد خود خارج شد و یخهای بیشماری را دید که به سمت جسد مار که در هوا شناور بود جمع میشوند.
...کتابهای تصادفی

