تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1286
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
حفاری
پس از اینکه مار ابدی شبه سطح هفت، لایهی محافظتی غول پیکر را ایجاد کرد، زره الهی ناپدید نشد. نوآ هالهی الهیای که از آن یخ عظیم بیرون میزد را حس میکرد. میتوانست حدس بزند که این موجود جایی در آن پوسته نقرهای پنهان شده است.
رهبر مارهای بزرگ، به یک تودهی یخ عظیم تبدیل شده بود که شکل خود را داشت. آن منظره میتواند حریفان مار را بترساند، اما نوآ نمیگذاشت از تواناییهای جدیدش دلسرد شود.
نوآ در حالی که به آن موجود خیره شده بود فکر کرد: -هنوزم میتونم بکشمش.
یخ، در حال حاضر، در یک مکان جمع شده بود. نوآ دیگر نیازی به کشتن مار نداشت. شکست دادن آن در شکل جدیدش، برای پیروزی کافی است.
به این شکل، مار، بزرگترین ضعف خود را برطرف کرده بود، اما نوآ آن را فرصتی برای سریعتر پایان دادن به نبرد میدید.
نوآ دیگر به انرژی خود فکر نمیکرد، زیرا فقط یک بار دیگر باید برنده میشد. او میتوانست بدون توجه به محدودیتهای زمانی خود حمله کند. نبرد در میدانی افتاده بود که او ترجیح میداد.
طلسم سیاهچاله از دریا خارج شد تا به نوآ برسد. این طلسم پس از انباشته شدن انرژی اولیه در طول نبرد، به یک کرهی غول پیکر تبدیل شده بود. قدرت آن از مرزهای درجات قهرمانانه عبور کرد و شرارههای آن شکافهایی را در تار و پود آسمان گشود.
نوآ در آن موقعیت به چیز دیگری لازم نداشت. عروسکهای خیمه شب بازی، شمشیر شیطانی و طلسم سیاهچاله، قویترین داراییهای او بودند. فقط باید انرژی خود را متمرکز کند تا بهترین حرکت را برای پیروزی، به اجرا در آورد.
او مجبور شد در مبادلات بعدی یک یخ با ارزش را سوراخ کند. او نمیتوانست انرژی خود را صرف تواناییهایی کند که فقط محافظت عظیم را خدشهدار میکرد.
وقتی زره غول پیکر دهانش را باز کرد، تکههایی از یخ غول پیکر افتاد. غرش کر کنندهای از آن بیرون زد و به...
کتابهای تصادفی

