تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1288
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
هیولا
هالهی شوم دیگر نبود. نوآ حتی توانست جسد مار شبه رتبهی هفت را ذخیره کند. میتوانست نتیجه بگیرد که دیگر موجود زنده نیست.
نوآ باور نمیکرد. مار بارها از مرگ برگشته بود، برای همین باورش سخت بود.
با این حال، غرایزش به او اطمینان داد و به نظر میرسید که یخ انگیزهاش را دست داده است. سازه یخ غول پیکر از حرکت باز ایستاد و در حالی نوآ هنوز داخل آن بود، سقوط کرد.
اشکالات جاه طلبی به مراکز قدرت او ضربه زد. نوآ احساس ضعف میکرد، ضعفی شدیدتر از آنچه در این سالها حس کرده بود. نبرد قوای او را تخلیه کرده بود، اما ماده تاریکی که از سیاهچاله آزاد میشد، به او احساس طراوت میداد.
سیاهچاله جلوی فروپاشی او را میگرفت، اما نمیتوانست شفایش دهد. حتی شعلههای جدید نیز نمیتوانست وضعیت را اصلاح کند زیرا خستگی او ناشی از جراحات نبود.
فقط یک استراحت طولانی میتواند استرس انباشته شده در مراکز قدرتش را تخلیه کند. اگر نوآ بدون رهایی از خستگی از آنها استفاده کند، صدمات جدیای خواهد دید.
حتی درمان زخمها آسان نخواهد بود. وقتی نوبت به مراکز قدرت میرسید، مقابله با استرس دشوار بود و نوآ نیز از این قاعده مستثنی نبود. او به دلیل ماده تاریک و برتری ذاتیاش چند مزیت در این زمینه داشت، اما نمیتوانست برای مدت طولانی روی خودش کار کند.
نوآ سرش را بالا گرفت و به طرف سکوی پرواز تهذیبگران رفت. با خود گفت: «من باید از اینجور مبارزهها دست بکشم.»
یخ زره از کار افتاد و سازهی عظیم یخ زده سقوط کرد، اما نوآ میتوانست آن را حتی در شرایط ضعیف خود در هوا نگه دارد.
مار ابدی چند بار زرهی الهی را برای احیاء مصرف کرده بود، بنابراین اکنون فقط تکه یخ شبه رتبه هفت در منطقه باقی مانده است. با این حال، آن ماده همان انرژی را در خود داشت، بنابراین نوآ میتوانست آن را بخورد تا مواد مغذیش را جذب کند.
دستاوردهای نبرد فراتر از انتظارات خودش بود. کل ساختار یخ برای احیای ما...