تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1289
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
از پا درآمده
نوآ در حالی که نواحی اطراف سازهی یخ را نگاه میکرد، فکر کرد: -سخته.
هنوز در جهان چند موجود رتبهی ششم باقی مانده بود و آنها در حمله به یخ شبه رتبه هفت، دریغ نخواهند کرد. نوآ باید دستاوردهای خود را حفظ میکرد، اما ابتدا با شاهزاده دوم سر و کار داشت.
سلطنتی بدترین وضعیت ممکن را برای حمله به او انتخاب کرده بود. اشکالات جاه طلبی نوآ را به شدت ضعیف کرد و آن نبرد تنها آغاز نبردهای دیگر بود.
نوآ در حالی که آه بیرمقی کشید، نتیجه گرفت: «اوه خوبه، وقت درد کشیدنه.»
بدلهای شاهزاده دوم دستان هم را گرفتند تا شعلههای قویتری متراکم کنند و حملهای را آماده کنند که بتواند بدن نوآ را تکه تکه کند که ناگهان هالهای شدید منطقه را پر کرد.
سلطنتی وقتی متوجه شد که سطح تهذیب نوآ به اوج رتبه ششم رسیده است، چشمانش بازتر شد. وقتی دید که حریفش همچنان میتواند از فردیت خود برای تقویت قدرتش استفاده کند، لرزی بر استخوانهایش افتاد.
بدلهای شاهزاده دوم در همان موقع فریاد زدند: «امکان نداره!»
سلطنتی در قرون گذشته نوآ را بررسی کرده بود. شاهزاده دوم از روشهای خود برای تماشای نبردهای خود و درک قدرت او استفاده کرده بود، بنابراین حدس میزد که وضعیت نوآ از حالت ایده آل فاصلهی زیادی دارد.
شاهزاده دوم در حالی که ترس ذهنش را گرفته بود، پرسید: «نمیخوای به مراکز قدرتت اهمیت بدی؟»
سلطنتی میدانست که نوآ بسیار مدبر است، نوآ همیشه یک سلاح مخفی یا یک استراتژی داشت که میتوانست او را در نبردهای غیرممکن پیروز کند.
با این حال نوآ به تازگی با یک موجود شبه رتبه هفت جنگیده بود! او هر چه داشت فاش و ذخایر انرژی خود را تخلیه کرده بود. استرس مراکز قدرت او را کاملاً ضعیف کرده بود، بنابراین او در شرایطی نبود که به درستی بجنگد.
نوآ در حالی که لبخند سردش پهن میشد گفت: «بهتر از مردنه!»
شاهزاده دوم اکنون عمق جنون نوآ را میدید، او برای پیروز شدن هر چیزی را قربانی میکرد. علاوه بر این، حتی پس از درک خطر پیش رویش، هیچ ترسی در چشمانش ظاهر نشد.
نوآ به خود اجازه نمیداد که در موقعیتی منفعل قرار بگیرد. او مقدمات شاهزادهی دوم را در طی این قرنها را دست کم نمیگرفت. اگر سلطنتی نقشهی محکمی نداشت هرگز به او حمله نمیکرد.
نوآ به قدری به شاهزاده دوم باور دا...
کتابهای تصادفی
