تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1290
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
اشکالات
پس از حملهی ناگهانی دومین شاهزاده، به نوآ سخت گذشت. فعالسازی جاهطلبی به مراکز قدرت او آسیب رساند و آنها را برای تحمل قدرتی که در خود داشتند، بسیار ضعیف کرد.
بدن او تلاش میکرد تا قدرتی را که حمل میکند، مهار کند. وزن سایر مراکز قدرت او غیرقابل تحمل شد و فقط مادهی تاریکی که در داخل بافتهایش جریان داشت میتوانست آنها را یکپارچه نگه دارد.
سر او سنگینی میکرد، به خصوص که نوآ نمیتوانست تولید انرژی ذهنی را متوقف کند. بر اثر فشاری که به دیوارههای سرش میآورد، جراحاتی در مغزش ایجاد شد.
نوآ در بعضی مواقع از هوش میرفت. بدن او نمیتوانست دریای هوشیاریاش را مهار کند، بنابراین هر چند وقت یک بار برای چند لحظه خاموش میشد.
دانتیان او نسبت به دیگر مراکز قدرت، وضعیت بهتری داشت. با این حال، فشار دادن عضلات روی دیوارههای آن، باعث شد تا چند سال پسرفت کند.
تنها اندامی که کار خود را درست انجام میداد، مرکز قدرت چهارم بود. سیاهچالهی نوآ هر اینچ از بدن را با مادهی تاریکی تامین و از متلاشی شدن او جلوگیری میکرد.
نوآ نمیتوانست سازه یخ را ترک کند حتی با این که این همه درد میکشید. او باید خود را به مکانی امن برساند و در آنجا مخفی شود و بخوابد تا زمانی که مراکز قدرت او استرس انباشته شده را پراکنده کنند و قدرت خود را باز یابند.
با این حال، یخ شبه رتبهی هفت که توسط مایهی نقرهای الهی ساخته شده بود، جذابترین منبع انرژی موجود در جهان بود. موجوداتی که از نبرد بین نوآ و رهبر مارها جان سالم به در برده بودند، هر چیزی را قربانی خواهند کرد تا بتوانند تنها یک گاز از آن بگیرند.
نوآ به سختی میتوانست در آن شرایط هوشیار بماند، اما هالهی او همچنان به گونهای بود که جانوران جادویی در جهان، احساس خطر میکردند. تا زمانی که او در آنجا بود، هرگز تصمیم نمیگرفتند به سازهی یخ نزدیک شوند.
نوآ معایب جاهطلبیاش را تحمل میکرد، چرخههایی از غرش درد، خون ریزی شدید، جراحاتی که ناگهان باز میشد و ضربههای ناگهانی مراکز قدرت را پشت سر گذراند.
اسنور، نا...