تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1292
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1292: ملاقات با زمین
نوآ نمیتوانست ساختار منجمد را در بعد جداگانه قرار دهد، بنابراین مجبور شد هفتمین رون کاسیر را در فضای باز بیرون بیاورد.
تنها سرزمین شایستهای که میتوانست خانه جدید او باشد، جزیرهی یخ آسمانی بود. نوآ قبل از پرواز به سمت بعد جداگانه، ساختار منجمد را برای بازیابی رون کایسر به آنجا منتقل کرد. نایت و شمشیر شیطانی هنگام سفر پشت سر او ماندند تا از منبع رتبه نیمه-7 مراقبت کنند.
دنیا اکنون متعلق به او بود، با این حال نباید ساکنانش را دست کم میگرفت. اگر محافظ یخی در دستان او نبود، سلطنتیها و مار ابدی رتبه 6 می توانستند نقشهی دزدیدن بخشی از آن را بکشند.
همه چیز به آرامی پیش رفت. نوآ هفتمین رون کایسر را بازیابی کرد و در جزیرهی یخهای آسمانی ساکن شد. او از داخل ساختار منجمد به عنوان منطقه آموزشی جدیدش استفاده کرد و با جدا شدن از بقیهی جهان، تمرکزش را بر مراکز قدرتش گذاشت.
او باید قدرتش را به رتبهی هفتم میرساند و از آنجایی که حریفان زیادی مقابلش نبودند، از طریق تمرینات عادی در این کار موفق شد. اما حالا که تقریباً به اوج رتبهی ششم رسیده بود، برایش تفاوتی نمیکرد.
فقط مانده بود آخرین قسمت سفرش. ماجراجویی های او در سطوح پایین به پایان میرسید و نوآ همه توانش را در آن تمرین میگذاشت.
هفتمین رون کاسیر باعث شد ذهن او بزرگتر و قویتر شود. جلسات تمرینی با شمشیر شیطانی نیز دانتیان او را بهبود بخشید و قدرتش را به سمت رتبههای بالاتر سوق داد. یخ رتبه نیمه-7 نیز با تامین مواد مغذی به رشد بدنش کمک میکرد.
مراکز قدرت نوآ با سرعتی پیوسته بهبود یافت. این که آنها تا مرز رتبههای قهرمانانه تلاش می کردند تأثیری در رشد آنها نداشت؛ آنها همچنان در قلمرو هیولاها بودند.
گویی وجود نوآ از ماندن در رتبهی ششم خسته شده بود. وجودش میخواست به قلمروی آسمانی برسد و این تمرینش را هموارتر میکرد.
نوآ به چیز دیگری فکر نمیکرد. تمرکز او روی مراکز قدرتش بود و معمولا به دنیای اطرافش توجهی نمیکرد.
یک سال، دو سال، ده سال، صدها سال گذشت، اما نوآ به ندرت متوجه گذر زمان میشد. او در تمام این سالها در یک موقعیت ...
کتابهای تصادفی

