تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1293
فصل ۱۲۹۳: بازجویی
زمین ادامه داد:«می بینم که تغییراتی ایجاد کردی.»
اما نوآ اجازه نداد صدای عجیبش حواس او را پرت کند. او حس میکرد که زمین از تأثیر خود استفاده میکند تا کنترل انرژی ذهنیاش را دست بگیرد. با این حال، ماده تاریک هر قطره آب قهوهای تیرهای را که سعی میکرد وارد شود را مسدود میکرد.
نوآ بر میدان جنگ کاملا کنترل داشت. انرژی بالاتر به نظر میرسید توانسته استراتژی زمین را متوقف کند و آن را در شکل فعلی خود محدود نگه دارد.
زمین در حالی که بدنش را بررسی می کرد، پرسید:«این چیه؟» اما نوآ پاسخی نداد.
نوآ میتوانست فوراً حمله کند، اما میخواست ببیند آیا میتواند چیزی از آن وجود قدرتمند یاد بگیرد یا نه. زمین نماد اوج سفر تذهیبگری شناخته میشد و نوآ هر ثانیه را که صرف تجزیه و تحلیل آن می کرد، ارزشمند میدانست.
دیوارهای ذهنی او همچنان میلرزیدند و صدای زمزمه را منتشر میکردند. نوآ اجازه میداد ذهنش در هالهای که صدای آن به همراه داشت، سرگردان شود تا نگاهی به قلمروهای بالاتر بیندازد.
سفر تذهیبگری شامل تقویت مداوم وجود فرد بود. در ابتدا تذهیبگران باید انرژی بیشتری جمع کنند، اما زمانی که به قلمروهای بالاتر رسیدند باید وجود خود را ارتقا می دادند.
با این حساب، نوآ میتوانست حدس بزند که باید همان شیوه را در قانون خود اجرا کند. او باید هویت فردی خود را به سطحی برساند که از معانی واقعی فراتر برود.
تنها مشکل سطح دانش نوآ بود. او هیچ شکلی از انرژی را که بتواند از قوانین فراتر رود نمیشناخت، بنابراین نمیدانست برای رسیدن به چه هدفی باید تلاش کند.
او به رتبههای آسمانی نزدیک میشد، بیآنکه از ماهیت مسیر آینده خود اطلاعی داشته باشد. با این حال، هر تذهیبگری که به قلمروهای آسمانی میرسید همین وضعیت را داشت. نوآ میخواست ببیند آیا میتواند با مطالعه هالهی زمین چیزی به دست بیاورد یا نه.
نوآ در حالی که اجازه داد صدای زمزمه ذهنش را پر کند، فکر کرد:«ساده ترین معانی پیچیدهترین آرایهها رو ساختن. اونا سعی داشتن به چی تبدیل بشن؟»
زمین وقتی دید که نوآ به مصیب توجهی نمیکند متوجه چیزی شد. سریع دست از کاوش مادهی تاریک کشید و یک شمشیر اثیری ایجاد کرد تا به سمت حریف پرواز کند.
چند دسته شمشیر کوتاه رون از لایه های ...
کتابهای تصادفی


