تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1295
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1295: یخ
نوآ میدانست مرکز قدرت بعدی که با این تکامل روبهرو خواهد شد، بدن او خواهد بود. دانتیان او قبلاً از آن پیشی گرفته بود، اما اکنون مقدار زیادی یخ نیمه رتبه-7 داشت.
بدن او به سرعت از دانتیانش فراتر رفت، حتی اگر نیازهایش جنونآمیز بود. غنیمت منابع به دست آمده پس از نبرد با مار ابدی نیمه رتبه-7 رشدش را هموار کرد.
نوآ بیوقفه میخورد. حتی امواج ذهنیاش در جمع کردن یخ به همراهانش کمک میکرد.
همینطور که نوآ میخورد، ساختار یخی به آرامی کوچک میشد. تا جایی که وقتی تمام یخهای نیمه رتبه-7 و جسد باقیماندهی مار سر از شکمش درآوردند بدنش به اوج رتبهی ششم رسیده بود.
نوآ در حالی که جزیره را بررسی می کرد، فکر کرد: «همونطور که انتظار میرفت. من به مواد آسمانی نیاز دارم تا بتونم شرایط لازم برای پیشرفت رو تکمیل کنم.»
مصیبت درد قبل از اینکه بدنش به رتبهی هفتم برسد، فرا میرسید. نوآ هنوز آخرین بار را به یاد میآورد. دستیابی به رتبهی چهارم بسیار افتضاح بود، با این حال فکر میکرد مجبور نیست دوباره با همان روند روبهرو شود.
نوآ در طول مصیبت درد گذشته، یک انسان بود. بدنش نفس پر از اراده بهشت و زمین را، برای بازسازی بافتهایش جذب کرده بود.
با این حال، اکنون او یک وجود کاملاً متفاوت بود، مخصوصاً وقتی صحبت از بدن میشد. نوآ فراتر از جانوران جادویی، انسانها و دورگهها رفته بود. او احتمالاً نمیتوانست حدس بزند که وقتی به تکامل نزدیک میشود چه چیزی برایش پیش خواهد آمد.
نوآ نتوانست کاری انجام دهد که بتواند بفهمد جهان و بدنش چه واکنشی نسبت به این تکامل نشان میدهند، بنابراین فقط میتوانست مطمئن شود که بافتهایش انرژی کافی برای رسیدن به درجات آسمانی را دارند.
مواد نیمه رتبه-7 از انرژی کافی برخوردار نبودند. بدن نوآ نیازهای جنونآمیزی داشت، بنابراین فقط مواد آسمانی میتوانستند تضمین کنند که او در طول تکامل نمیمیرد.
نوآ، در حالی که بلند شد و امواج ذهنی خود را در جزیره پخش کرد، تصمیمش را گرفت: «باید یخ رو از بین ببرم.»
مایع نقرهای، یکی از مارهای ابدی آسمانی آن جزیرهی یخ زده را به دنیا آورده بود. آن یخ دست نخورده باقیمانده بود، حتی پس ا...
کتابهای تصادفی


