تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1296
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1296: کریسالیس
با اینکه مقدار انرژی فراهم شده توسط یخ آسمانی بسیار زیاد بود، اما بدن نوآ گودالی بود که ته نداشت. او برای پر شدن مجبور بود یک سوم از ذخیره را ببلعد.
خواب آلودگی زمانی به اوج خود رسید که نوآ احساس کرد بافتهایش نمیتوانند انرژی بیشتری در خود نگه دارند. شمشیر شیطانی، نایت و اسنور در فضای باز بیرون آمدند تا از مخفیگاه محافظت کنند؛ در حالی که او روی زمین دراز کشیده بود تا با تکامل روبرو شود.
رنج مصیب معمولاً در حین تکامل به سوی رتبهی هفتم، سر میرسید؛ اما نوآ وقتی چشمانش را بست و غرق مسیر شد، چیز غیرعادیای حس نکرد.
تنها تفاوت این بود که هوشیاری او با شروع تکامل کمتر نشد. با اینکه نمیتوانست بدنش را تکان دهد، اما کاملاً از محیط اطراف خود، آگاه بود.
نوآ نمیدانست که آیا ذهنش باعث این تغییر در تکامل او شده است یا نه. با این حال، این چیزی نبود که به تنهایی نبودن مصیبت را توجیه کند. آخرین حدسی که میزد این بود که بدنش آنقدر از بهشت و زمین دور بود که نمیتوانست واکنشی در جهان ایجاد کند.
قطرات عرق از پوست نوآ جاری و تبخیر میشد و کریستالیس(پیله) خاکستری مانند ایجاد میکرد. نوآ در آن محیط کریستال مانند گیر افتاده بود و فقط میتوانست تغییرات بدنش را بررسی کند تا وقت بگذرد.
سیاهچالهی او مسئولیت انتقال را بر عهده گرفت. انرژی انباشته شده در سالهای گذشته از طریق تصفیه چهارمین مرکز قدرت او گذشته بود. آن عضو دقیقاً میدانست که چگونه بدنش را بهبود بخشد.
تغییرات کند بود. ماهها زمان میبرد تا تکهای از پوست نوآ تغییر کند. درون او حتی به زمان بیشتری نیاز داشت، بنابراین او در نهایت توجهش را به جای دیگری داد.
امواج ذهنی او میتوانست به هر گوشهای از سطح زمین برسد. نوآ میتوانست ببیند که چگونه جانوران و گیاهان جهان تکامل یافتهاند، در حالی که او در داخلکرسال کریستالیس گیر کرده بود.
تهذیبگران بزدل خانواده الباس هر از گاهی از بعد جداگانه خود بیرون میآمدند. سفر آنها در دنیای خارج شامل شکار و بازرسی سریع از سطح بود.
واضح بود که آنها میخواهند دوباره دنیای بیرون را اشغال کنند، اما آنقدر ترسیده بودند که نمیتوانستند آشکارا عمل کنند. نوآ میتوانست حدس بزند آنها بیشتر اوقات به آسمان خیره میشوند، به این امید که نشانههای صعود او را ببینند.
کتابهای تصادفی

