تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1299
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1299: خطرناک
شمایل جوابی نداد و همچنان در هوا شناور بود و جهان نیز با ورود آن شادی می کرد.
چیزی به نوآ میگفت که این شکل شبیه زمین نیست. به نظر نمی رسید که این یک موجود حساس باشد. این تجسم ساده ای از شکل واقعی مصیبت آسمانی بود.
نوآ در ذهن خود نتیجه گرفت: «انبوه قدرتی ویرانگر با چند اراده».
نوآ تصمیم گرفت اولین حرکت را از زمانی که این شمایل بی پاسخ به نظر می رسد انجام دهد. او می خواست مصیبت را به سرعت پایان دهد تا بر صعود خود تمرکز کند و باید آن وجود را شکست می داد تا به آن مرحله برسد.
اسنور دهانش را باز کرد تا دوباره پرتو تیره اش را پرتاب کند. انرژی خشن به سمت شمایل پرواز کرد، اما قبل از برخورد با آن متوقف شد.
ماده تاریک خشمگین در توانایی ذاتی اسنور به نظر نمیتوانست به این شمایل برسد. انرژی شدید جرقه های الهی، پرتو را قبل از اینکه بتواند آسمان را در برگیرد، نابود کرد.
پس از آن حمله، احساس خطر در پشت ذهن نوآ ناگهان اوج گرفت. اسنور نیز این تهدید را حس کرد و پرتوی خود را برید تا ارتباط با آسمانی را قطع کند. با این حال، خیلی کند بود.
صدای غرش بلندی آسمان را گرفت، صاعقهای از شمایل نارنجی بیرون زد و پرتو تاریک را از بین برد. آن انرژی خشن در حمله نفوذ کرد و در یک لحظه به اسنور رسید.
سر اسنور با برخورد صاعقه منفجر شد. جرقه ها از طریق همنشین خونی پخش شد و ذره ذره بدنش را نابود کرد.
پس از درگیری صدای خش خش دردناکی در ذهن نوآ پخش شد. شکاف هایی روی شکل اثیری اسنور باز شد و هوشیاری آن را از بین برد. آن حمله تنها همنشین خونی را مجروح و آن را در نبرد بی فایده کرد.
چشمان نوآ با آن منظره گرد شد. اسنور در قلمرو آسمانی نبود و قدرت آن به تاریکی نوآ بستگی داشت، اما همچنان موجودی با شبه قدرت آسمانی بود!
با این حال، حملهی آسمانی آن را کشت. یک صاعقه با قدرت در صفوف آسمانی کافی بود تا یاران خونی دیگر را از آن نبرد خارج کند.
نوآ فوراً نایت و شمشیر شیطانی را فرا خواند و آنها را ذخیره کرد. معلوم است که آسمانی میتواند داراییهایی که درجات آسمانی نداشتند...
کتابهای تصادفی

