فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1308

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1308: جمعیت

هاله شدید الهی منطقه را پر کرده بود. هنگامی که مار سر عظیمش را به سمت آسمان بلند کرد و به چشمانش او خیره شد، موجی از قدرت نوآ را فرا گرفت.

نوآ نمی توانست نوع آن موجود را بشناسد. یک جفت شاخ طلایی مستقیم از سرش بیرون آمد بود و فلس های زرد بدنش را پوشانده بود. علاوه بر این، به نظر می‌رسید که این جانور از نیمه راه تکامل گونه پایینش گذشته بود.

در این حین که سردی نوآ از چشمانش بیرون زده بود، با خود گفت: -شانسم بهتر شده. انتظار نداشتم به این زودی با یه هیولای جادویی رتبه هفتم ملاقات کنم.

نوآ مجبور شده بود برای زندگی در جهان پایین، برای قرن ها قدرتش را سرکوب کند.

او حتی نمیتوانست قدرتش را در آن دنیای پایین نشان دهد.

با این حال، جهان بالاتر برتری خود را داشتند؛ زمین حتی در هنگام فرود او خرد نشد و به نوآ فهماند که بالاخره می تواند تمام تلاشش را انجام دهد.

مار قبل از اینکه خودش را به سمت نوآ پرتاب کند، کمی صدای هیس هیس داد.

موجود از قسمت بالای بدن خود مانند شلاق استفاده می کرد تا سر حریفش را به بشکند.

نوآ اجازه داد سیاهچاله، رگ های تاریک او را با انرژی بالاتر پر کند، سپس دستش را بالا برد. قدرتی عظیم از بازوی او به پشتش منتقل شد. با این حال، بدنش در مقابل نیرو اسیبی ندید.

ضربه مار بر نوآ فرود امد و او را عقب راند.

ضربه مار باعث شد پاهایش در زمین فرو رود و برای توقف ان تمام قدرتش را روی بازویش متمرکز کرده بود.

مار موفق شد که نوآ را تا یک کیلومتر پرت کند و او را تحت فشار قرار دهد، اما قدرت حمله او در نهایت پراکنده شد. در ان لحظه درد از نوک سرش پخش شد و متوجه شد که نمیتواند بدنش را جمع کند.

وقتی فهمید که چرا نمیتواند آزادانه حرکت کند، لرزی بر ستون فقرات مار جاری شد.

نوآ انگشتانش را روی آن تکه کوچک از پوست مار حفر کرده بود تا حرکات مار متوقف شود.

مار در زیر نگاه سرد نوآ احساس کرد که یک طعمه ساده بوده و حریفش را دست کم گرفته ، اما هنوز آماده تسلیم شدن نبود.

با شروع ارتعاش شاخ های طلایی خود، بادی در منطقه شروع به وزیدن کرد. هنگامی که مار توانایی ذاتی خود را فعال کرد. ناگهان احساس خطر نوآ را فرا گرفت.

باد شدیدی از سوراخ های بینی مار بیرون امد و طوفانی شکل گرفت و نوآ را در خود جای داد.

قسمت بالایی ردای او را پاره شد و با نفوذ بر بدنش، چند لکه سفید روی پوست او ظاهر شد. سرانجام طوفان پراکنده شد و وقتی مار، دید که ی...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی