تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1307
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1307: صعود
مراکز قدرت نوآ به رتبه هفتم رسیده بود. به همراه ان ماده تاریک هم تکامل یافته بود.
نوآ از قبل یک روش آموزشی موقت برای ذهنش ساخته بود و الان برای تکمیل انها فقط نیاز داشت حکّاکی های کروی را با انرژی اولیه پر کند.
طلسم هایش را از قبل بهبود داده بود، حتی فضای جداگانه ای برای ذخیره وسایل الهی ایجاد کرده بود. ضعف جهان های پایین او را از آزمایش و توسعه تکنیک های جدید باز میداشت، اما نوآ تردیدی نداشت که پس از صعود پروژه را تکمیل میکند.
همراهانش هم به درجه الهی رسیده بودند. اسنور، شمشیر شیطانی و نایت، همگی در رتبه هفتم بودند. با این حال جای سوال داشت که آیا یک جهان پایین تا به حال این همه موجودات الهی را در خود داشته یا نه.
جدا از این، نوآ بعد از تکمیل زمینه وراثت، رابطه خود را با شاهزاده دوم پایان داده بود.
بعد از بازسازی پرتال ابعادی توسط خانواده سلطنتی، دوستان او در دیگر سرزمینهای فانی این شانس را داشتند که دوباره از جهان اصلی بهره ببرند.
نوآ هم بعد از اتمام آماده سازی ها، دیگر کاری برای انجام دادن نداشت.
حالا وقت صعود بود.
با نزدیک شدن به آسمان، احساسات وحشی او در ذهنش موج می زد.
امواج ذهنی او باعث می شد که با نگاه کردن به تونل کم نور آن سوی تار و پود جهان وضعیتش او در اوج خود بماند و آشفته نشود.
نوآ احساساتی آشنا به یاد میآورد، به یاد خاطراتی از گذشته که به یک تهذیب کننده تنها بود.
او در آستانه ورود به آخرین مرحلهای بود که در سفر تهذیب شناخته شده بود.
مرحله پایانی از ماجراهای پیش روی او.
آگاهی نوآ گسترش یافت و امواج ذهنی او در تار و پود جهان نفوذ کرد. قصد افکار او، ساده بود؛ او تمایل خود را برای ترک این جهان پایین ابراز کرد.
خیلی زود، شکافی در آسمان باز شد و نوری سفید دیدگان نوآ را در حالی که به جهان درون شکاف خیره شده بود، پر کرد. هاله ای فریبنده از گذرگاه بیرون زد، اما ذهن او از خواص آن جلوگیری کرد و به نوآ اجازه داد آرام بماند.
نوآ به جلو خیره شد و صورتش را برنگرداند.
او به دنیایی که بیش از سه هزار سال خانه او بود، نگاهی نکرد.
او می دانست چه چیزی را جا میگذارد، با این حال هیچ تردیدی در این مورد احساس نمیکرد.
وجودش دیگر نمیتوانست در این مکان باشد. برای یک یز...
کتابهای تصادفی
