تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1309
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1309: جزر و مد
در حالی که نوآ با جانور جادویی رتبه هفتم می جنگید دو تهذیب کننده در آسمان شناور بودند. حظور انها به دلیل استفاده از تکنیک های خاصی از نظر نوآ پنهان بود، بنابراین میتوانستند بدون ایجاد واکنشی در غرایز نوآ، نبرد را مشاهده کنند.
یکی از ان ها زنی زیبا و جوان بود؛ با موهای بلند قهوه ای و یک جفت چشم درشت تیره بود.
زن جوان به مردی که کنارش ایستاده بود، گفت: «به عنوان یک تازه کار، خیلی قویه.»
مرد هم پاسخ داد: «اون نمیتونه به ما ملحق بشه، خانم کانسون. اون یه دورگست. این قدرت بدنی به قلمرو انسان تعلق نداره.»
مرد، میانسال، قد بلند، با موهای بلوند کوتاه و ریشی بلند و مشکی، که به سه بافته ضخیم شانه شده بود. چشمانی سبز و ابروهای مشکی و نازک داشت.
خانم کانسون پاسخ داد: «مادر به هم گفته که تو ارتش انسان ها قبلاً، دورگه بوده، زک، چرا الان دورگه دیگه نمیگیریم؟»
زک پاسخ داد: « بیشتر دورگه ها موجوداتی ناپایدارند. تشخیص طرز فکرشون هم سخته؛ چون هم انسانند، هم جانور جادویی. قبلنا باعث یه اتفاقاتی شدن که مطمئنم در موردش تو شهر خوندید.»
خانم کانسون قبل از اینکه صحبت کند، دستهایش را روی هم گذاشت و خرخر کرد. : «اما اونا بسیار کمیاب و قدرتمندند! به اون نگاه کن! تا حالا دیده بودی که یه تازه وارد انقدر قوی باشه؟»
زک پاسخ داد: «اعتراف میکنم که اون بسیار شگفت انگیزه. با این حال، هیچ کس تا حالا نتونسته از جزر و مد جانوران جادویی که در مناطق فرود جمع میشن بدون کمک خارجی جون سالم به در ببره. جدا از این، باید بگم که بهتره که بیشتر متمرکز باشید. این اولین باریه که یه صعود کرده رو مجبور میکنید قسم بخوره. اگه کسی جز من بود میتونست رفتار پرخاشگرانه ای داشته باشه.»
خانم کانسون با لبخندی روی صورتش پاسخ داد: «برای همینه که با منی، نه؟»
زک پاسخ داد: «بله، اما نمیتونیم جزر و مدو دست کم بگیریم. کسایه دیگه هم تو موقعیت ما بودن و به دلیل بی تجربگیشون شانس صعود رو از دست دادن، بهتره که صبر کنیم اون تازه کار خسته بشه.»
لبخندخانم کانسون محو شده، سپس گفت: «وقتی که با منی، خیلی مراقب حرفات و رفتارت هستی.»
زک پاسخ داد: «مادر شما موجودی ترسناکه، حالا حالا ها نمیفهمید که یک یزدان چقدر میتونه قدرتمند باشه، اما نگران نباشید به زودی در موردش میفهمید. من مطمئنم.»
نوآ...
کتابهای تصادفی
