تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1310
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1310: دستور
نوآ با شنیدن دیگر جانوران جادویی در ذهنش نفرین کرد.
-لعنتی تمومی ندارن.
نوآ در حین برنامه ریزی حرکت بعدی خود ، فکر کرد: «اگر به آسمان فرار کنم، هدف آسانی میشم. ساختار جهان هم تو اینجا کاملاً محکمه و فکر نمیکنم بدون اصلاح تکنیک حرکتیم بتونم ازشون استفاده کنم.».
بسیاری از جانوران جادویی که به نوآ حمله میکردند حملاتی دوربرد داشتند؛ که در صورت فرار به اسمان، مورد حمله انها قرار میگرفت. با اینکه تعداد کمی از موجودات پرنده بود، اما برخی از آنها حتی میتوانستند او را تعقیب کنند.
نوآ در هنگام آماده کردن خود در استفاده از تاریکی، با خود گفت: «فکر کنم دیگه نمیتونم جلوی خودمو بگیرم.»
دو تهذیب گر، شناور در فضا به مشاهد نبرد نوآ ادامه دادند و هر از گاهی نفس هایشان حبس میشد، حتی به موجودات نوآ علاقهمند شدند.
زک چندین بار در گذشته در همین موقعیت فعلی خود منصوب شده بود؛ وظیفه او، نظارت بر آن منطقه فرود و مراقبت از همه موجودات تازه صعود کرده بود.
وظیفه او کشتن تازه کارها نبود، اما گاهی اوقات موجودی پیدا میشد که حاضر به سوگند خوردن نبود. برای رسیدگی به این موضوع، نیازی به حمله به نبود؛ میتوانست صبر کند تا جزر و مد جانوران جادویی آنها را کنترل کند.
با این حال، نوآ در آن نبرد، قدرت جنگی باورنکردنی خود را نشان داد.
او به ندرت اجازه می داد که توانایی های حریفانش به او ضربه بزند و بسیاری از آنها حتی نمیتوانست پوستش را سوراخ کند.
علاوه بر این، حملاتش همیشه به حریفان آسیب می رساند. خیلی طول نکشید تا اینکه جراحاتی روی کل گروه جانوران جادویی ظاهر شد.
خانم کانسون در حالی که لبخندی کنجکاو روی صورتش ظاهر شده بود، پرسید: «نگفتی که هیچکس بدون کمک خارجی نمیتونه بر جزر و مد غلبه کنه؟»
زک پاسخ داد: «فقط نُه جانور نمیتونه یه جزر و مد ایجاد کنه»
خیلی زود، ده غرش مختلف در محیط طنین انداز شد.
ده جانور جادویی لانه خود را ترک کردند و به میدان جنگ رسیدند تا به موجودات زخمی کمک کنند.
آنها هنوز نتوانستند دست برتر را در مبارزه به دست آورند، اما حملات آنها در نهایت زخم عمیقی بر بدن نوآ وارد کرد.
بدن نوآ باورنکردنی بود، اما نمیتوانست در برابر توانایی ذاتی تقریباً بیس...
کتابهای تصادفی

