تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1329
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1329: سقوط کرده
روی سطح کارت سبز یک رون ساده بود، همان علامتی که روی لباس سبز شائول گلدوزی شده بود. این آیتم بیانگر قدردانی خانواده بالرو بود. شائول، نوآ را به عنوان استاد حکاکی پذیرفته بود.
حضار، نگهبانان و استاد جی از این منظره نفس نفس می زدند. به ندرت پیش می آمد که تهذیب کننده ای در اولین بازدید خود از سالن حکاکی، این نشانه را به دست آورد.
این کارت نه تنها به نوآ اجازه میدهد تا آزادانه وارد هر تالار خانواده بالرو شود، همچنین به او در ساختارهای مشابه متعلق به خانوادههای دیگر شناخت میدهد.
نوآ متوجه واکنش تهذیب گران اطرافش شد. فهمید که کارت آیتم مهمی است، بنابراین پس از بررسی امواج ذهنی خود از ذخیره آن غفلت نکرد.
نوآ در حالی که شائول مدام به او لبخند می زد، فکر کرد: « لابد ازم اسم رو می خواد»
نوآ میتوانست نام واقعیاش را به شائول بگوید و برود، اما اکنون این فرصت را داشت که وابستگی خود را به وجود قدرتمندی ابراز کند. تهذیب گران نیز اغلب از عناوین استفاده می کردند، بنابراین او بدش نمی آمد که عنوانی را بگوید که بتواند او را به متحدان احتمالی برساند.
نوآ نمی خواست به هیچ سازمانی بپیوندد، اما او فرصت ایجاد برنامه های پشتیبان را از دست نمی داد. او از قبل دشمن قدرتمندی داشت. هموار کردن مسیر برای رسیدن متحدان احتمالی در این موقعیت ضروری به نظر می رسید.
نوآ گفت: «شیطان سرکش» و با شنیدن این نام شائول اخم کرد.
شنیدن این نام چیزی در ذهن شائول ایجاد کرد که باعث شد حالت آرام خود را بشکند. با این حال، نوآ فقط توانست آن جزئیات را به خاطر بسپارد و برای لحظه ای سالن حکاکی را ترک می کند.
نوآ نمی دانست که آیا شائول با شیطان آسمانی ارتباطی دارد یا خیر. با این حال، مطمئن بود که با این عنوان و حتی اگر کارت سبز تغییری کند، رابطه اش با خانواده ی بالرو آسیبی نخواهد دید.
چند علامت روی کارت ظاهر شد. نوآ نمی توانست آن زبان را بخواند، اما وقتی با امواج ذهنی آنها را بررسی کرد، نام «شیطان سرکش» را شنید. دیگر خانواده بالرو او را به عنوان مهمان پذیرفتند.
نوآ با کمرنگ شدن آثار جاه طلبی اش فکر کرد: «بالاخره پی...
کتابهای تصادفی
