تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1344
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1344: مجسمه
نوآ در حالی که انبوه سنگ های روح را بررسی می کرد، فکر کرد: «سی و چهار هزار!»
هیچ تهذیب گر رتبه هفتمی در مرحله گازی نمی توانست به این مقدار ثروت دسترسی داشته باشد، اما اکنون درست در مقابل چشمان نوآ قرار گرفته بود. آگاهی خود را گسترش داد تا اتاق را برسی کند، اما هیچ خطری در آن جا پیدا نکرد.
سنگ های روح غارت خوبی بود که توسط عروسک ها محافظت می شد و اکنون دیگر متعلق به نوآ بود. نوآ برای رفتن به سمت کانی خاکستری و ذخیره آن در فضای جداگانه خود، شانه آسیب دیده خود را نادیده گرفت.
نوآ در ذهنش فریاد زد: «چطور همچین چیزی یه میراثه؟»
این مقدار پول برای تهذیب گری در سطح او بسیار زیاد بود، اما برای موجودی که هرم را ساخته، چیزی نمی شد. نوآ نتوانست معنای پنهان کردن چهل هزار سنگ روح را درک کند. خالق نمی تواند آنها را ارزشمند بیابد.
نوآ هر گوشه اتاق را قبل از اینکه در مرکز آن بنشیند بررسی کرد. هیچ چیز دیگری در این منطقه چیزی نبود که خانواده بالرو در طول آن هزاره ها مطالعه کرده بودند. مکان خاصی نبود، تنها سنگ های روح محافظت می شدند.
نوآ فکر کرد: «این خیلی عجیبه. چرا کسی باید چنین دفاع قدرتمندی برای محافظت از پول بیهوده بسازه؟ وجود لایه ها برای تهذیب گرای رتبه هفت چه فایده ای دارد؟ اگه مایل نیستین منابع از دست بدین، چرا چنین ساختار پیچیده ای طراحی کردین؟»
نوآ میتوانست توضیحات زیادی برای عجیب بودن هرم پیدا کند. با این حال، نمی توانست هیچ یک از آنها را تایید کند. مشکوک بود که خانواده بالرو بیشتر در مورد این سازه میدانند زیرا کارشناسان آن قسمتهای بالایی هرم را کاوش کرده بودند، اما نمیتوانست با این حدس کاری انجام دهد.
افکار او بیشتر در مورد این بود که چگونه می تواند حفره هایی در هرم پیدا کند. نوآ می خواست خالق را درک کند تا از عیوب نهایی سوء استفاده کند. با این حال همه چیز خیلی مبهم بود.
نوآ بدون اینکه جوابی بیابد خودش را زیر سوال برد: «سطح فکر من از ماهران قدرتمند خیلی کمتره؟»
نوآ سرانجام تردیدهای خود را رها کرد و بر درمان کتفش تمرکز کرد. هرم چیزی نبود که وجودی به اندازه او، بتواند آن را درک کند یا بر آن غلب...
کتابهای تصادفی


