تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1345
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1345: سگ یک بار مصرف
کمر نوآ از شدت خون ریزی کبود شد. سیاهچاله به سرعت ماده تاریکی را برای شروع درمان فراهم کرد و غشای متراکم بافت های آسیب دیده او را پوشاند.
آخرین گرز قدرت بیشتری نسبت به بقیه داشت. نوآ وقتی راهرو را بررسی کرد چیز غیرعادی از آن سلاح و مجسمه آن احساس نکرد، اما چیز دیگری در آنها وجود داشت.
نوآ تعجب کرد که چرا در گزارش های خانواده بالرو چیزی در موردش ذکر نشده است، اما سریعا پاسخ شک و تردید خود را یافت. گروه تهذیب گرانی که قبل از او آمده بودند به آخرین مجسمه نرسیده بودند.
نوآ در حالی که جراحت را ارزیابی می کرد در ذهنش نفرین کرد: «سگ لعنت به این خالق سادیستی».
گرز حتی به اندام های داخلی او آسیب رسانده بود، که مشخصا مدت زمان بیشتری طول می کشد تا بهبود یابد. این حمله همچنین ردای او را پاره کرد، که تأیید می کرد که قدرت آخرین مجسمه از لایه میانی فراتر رفته است.
نوآ با دیدن تکه های پاره روی ردا، دوباره فحش داد: «تف به ذاتش، تازه درستش کرده بودم»
برای تعمیر ردا انرژی لازم است. این آیتم میتواند بخشی از آن را از محیط خارج دریافت کند، اما اگر نوآ از تاریکی خود استفاده کند، این روند سریعتر میشود. با این حال، این باعث کاهش سرعت تمریناتش می شد که او را آزار می داد.
نوآ مدتی در آن وضعیت ماند تا اینکه خود را صاف کرد و دوباره به سمت ورودی منطقه حفاظت شده حرکت کرد.
از درد نترسید و اشیای باارزش درست در مقابلش بودند. او فقط باید با یک مجسمه دیوانه و قوی بجنگند تا آن ها را به دست آورد.
مجسمه ها دوباره گرزها را تاب دادند، اما نوآ وقتی روی بدنش فرود می آمد تکان نخورد. گروههای تهذیب گران برای مقابله با این حملات با هنرهای رزمی خود تلاش میکردند، اما او میتوانست با قدرت محض بدنی خود در برابر آنها مقاومت کند.
سپس نوآ قبل از رسیدن به آخرین مجسمه توقف کرد. گرز ها بر سر او فرود می آمدند، اما برایش مهم نبود. چشم ها و امواج ذهنیش بر مانع آخر ثابت ماند.
نوآ در حالی که گرزها بر سر او می باریدند فکر کرد: «من اون قدر ضعیفم که نمی ت...
کتابهای تصادفی

