تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1346
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
ناممکن
نوآ از اتاق تکان نخورد تا وقتی که به اوج بازگردد. مجسمههای راهرو در حالی که او بهبود مییافت ناپدید شده بودند. آنها چیزی برای دفاع نداشتند و هرم آنها را پس گرفته بود.
نوآ فکر کرد: -دو تا مونده.
او تقریباً دو سال در داخل هرم بود، اما انقدر به دست آورده بود که کاوش را ارزشمند بداند. سنگهای روح فوقالعاده مفید بودند و مجسمه یکبار مصرف در سطح دیگری بود.
اکنون که مجسمه کوچک را به دست آورده بود، نبرد با یک تهذیبگر مرحله مایع دیگر رویا نبود. قدرت برتر او و عروسک یکبار مصرفش میتواند در نهایت به او فرصتی در برابر موجودات قویتر از خودش بدهد.
هنوز لایه اول تمام نشده بود، دو منطقه محافظت شده داشت که نوآ میتوانست با برتری فیزیکی و انرژی بالاتر بر آنها غلبه کند. آن منطقهها میتوانستند ابزارهای ارزشمندتری به او بدهند و او نمیتوانست صبر کند تا آنها را به دست آورد.
نوآ راهرو را ترک کرد و نقشه را دنبال کرد تا به هدف بعدی برسد. کاشیها حرکت کردند، دیوارها باز شدند و پس از انجام اقدامات خاصی، درهایی از ناکجاآباد ظاهر شدند. در کمتر از یک روز به راهروی دیگری رسید که به یک اتاق محافظت شده منتهی میشد.
نوآ در حالی که راهروی به ظاهر خالی را بررسی میکرد، فکر کرد: -این یکیم باید مثل مجسمهها باشه.
طبق گزارشهای خانواده بالرو، کاشیهای راهرو حرکت میکنند و به محض اینکه شخصی وارد محدوده میشد، سلاحهایی پرتاب میکردند.
سلاحها همان ویژگیهای گرز را داشتند. میتوانستند اکثر جادوها را نادیده بگیرند و فقط در مقابل هنرهای رزمی قدرتمند توقف کنند. هیچ گروهی تا به حال به انتهای راهرو نزدیک نشده بود، بنابراین نوآ انتظار داشت چیزی خطرناک در آنجا باشد.
اسنور و زره شیطانی شکل او را پوشاند. لایههای یخ سیاه و سنگها در اطراف همراه خونی به وجود آمدند و دنیای تاریک راهرو را گرفت.
نوآ جلوی هیچ چیز را نگرفت. خطرناک بودن آخرین مجسمه به او یاد داد که خالق آن مکان چقدر مریض است، بنابراین او دیگر هیچ محافظی را دست کم نمیگرفت.
نیزهها و شمشیرهایی به اشکال مختلف پس از باز شدن سطح از کف، دیوارها و سقف بیرو...
کتابهای تصادفی


