فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1353

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1353: گران

نوآ نمی توانست تغییرات در هرم را مشاهده کند چون با حداکثر سرعتی که می توانست در حال دویدن به سمت خروجی بود. با این حال، نگهبانان خارج از سازه می توانستند از طریق حسگرهایی که قبلاً توسط کارشناسان خانواده بالرو قرار داده شده بود، رویدادها را بررسی کنند.

رئیس اتا و نگهبانان دیده بودند که نوآ چطور موفق شده بود وارد برخی مناطق حفاظت شده بشود. علاقه آنها به او در آن زمان به شدت افزایش یافته بود. آنها نمی توانستند بگذارند چنین استاد حکاکی قدرتمند و با استعدادی از چنگ آنها فرار کند.

با این حال، زمانی که هرم شروع به لرزیدن کرد، نوآ را فراموش کردند. حسگرهایشان سیگنال‌هایی ارسال می‌کردند که نمی‌توانستند آن‌ها را کاملاً درک کنند. گویی پس از پاکسازی اتاق مخفی در لایه اول توسط نوآ، کل سازه جان گرفته بود.

نگهبانان دیدند که چگونه انرژی عظیمی به سمت بالای هرم در منطقه ای که حتی کارشناسان رتبه هشت نیز نتوانسته بودند آن را پیدا کنند، جریان یافت.

نمی دانستند که چه اتفاقی در حال افتادن است، اما معتقد بودند که نوآ پاسخ سوالات آنها را دارد. استخدام او نمی توانست در برابر فعال شدن چنین ساختار باشکوهی اولویت داشته باشد.

نوآ تا آنجا که می توانست سریع از گذرگاه مخفی بیزون دوید. او می‌دانست که خانواده بالرو پس از بیرون آمدن از هرم از او سؤال می‌کنند، بنابراین می‌خواست از تنها مزیت خود در آن موقعیت استفاده کند.

خانواده بالرو دقیقاً آنجا نبودند. هرم خالی بود زیرا هیچ کس سعی در بازیابی آیتم های داخل آن نداشت.

پس از خدماتش در سالن حکاکی، نگهبانان نمی توانستند او را مهار کنند. رئیس اتا همچنین بالاترین رتبه را در بین تهدیب گران ان منطقه داشت، بنابراین نوآ اگر وضعیت خیلی نامطلوب می شد راهی برای فرار داشت.

عدم آمادگی آنها برای آن رویداد عجیب تنها مزیت نوآ بود. او باید از هرم خارج می شد قبل از اینکه نگهبانان بتوانند دستورات بالاتر را دریافت کنند.

ترک هرم برای یکتا زیاد طول نکشید. او در دورترین منطقه از ورودی قرار داشت، اما فقط باید از یک سری گذرگاه های مخفی عبور می کرد تا به آنجا بازگردد. نور ساطع شده از ناحیه زیرزمینی پس از کمتر از دو ساعت در چشمانش می درخشید.

رئیس اتا جلوی در ورودی منتظر او بود، اما نوآ از این موضوع تعجب نکرد. او در واقع اگر هنگام بیرون آمدن از سازه، چهره نگران نگهبانان را نمی‌دید، باور می‌کرد که خانواده بالرو چیز بیشتری در مورد هرم می‌دانستند.

«میشه حرف بزنیم؟» رئیس اتا وقتی نوآ را دید که از هرم بیرون...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی