فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1371

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1371: سوراخ

نوآ با خوردن مقداری از ذخایر اجساد جانوران جادویی خود به سرعت با گرسنگی خود مقابله کرد. او حتی چند سنگ روح را خرد کرد تا انرژی آنها را جذب کند.

استفاده از سنگ های روح برای بدنش اتلاف آنها بود، اما او می‌خواست قبل از مواجهه با میراث، وضعیت خود را به اوج برساند. نوآ همچنین نسبت به سطح خود کاملاً ثروتمند بود، بنابراین او بدش نمی آمد که به آن منبع اعتماد کند.

رعد و برق‌ها، هرچه او بیشتر پیش می‌رفت بیشتر در غار ظاهر می‌شدند. نوآ آن‌هایی را که سطح او می‌توانست تحمل کند گرفت و انرژی آنها را برای بهبود بدنش جذب کرد. با این حال، او باید از آن‌هایی که برای او قدرتمند بودند طفره می‌رفت.

هر بار که سیاهچاله انرژی را به سلول هایش می‌فرستاد، بدن او شادی می‌کرد. نوآ هنوز خستگی انباشته شده پس از نبرد با بانو لنا را احساس می‌کرد، اما مرکز چهارم قدرت او داشت کم کم آن را خنثی می‌کرد.

انرژی ای که سیاهچاله آزاد می‌کرد خستگی او را پراکنده کرد و بافت هایش را تقویت کرد. چهارمین مرکز قدرت توانسته بود ایرادات وضعیت او را درک کند و مواد مغذی را برای حل آنها دوباره تنظیم کند.

مثل داشتن یک پزشک شخصی بود که به طور مداوم وضعیت او را به اوج او می رساند. این روند حتی کند هم نبود. قدرت سیاهچاله پس از بررسی فردیت متخصص وارد لیگی برتر شده بود.

نوآ در حین بررسی سیاهچاله‌اش نمی‌توانست جلوی افکارش را بگیرد: "خیلی راجب مزایای نهایی این میراث مشتاقم."

مزایایی که صاعقه برای چهارمین مرکز قدرت و وجود کلی او به ارمغان آورده بود، قابل توجه بود. نوآ نمی‌توانست صبر کند تا ببیند آیا لایه‌های پایین‌تر میراث چیز بهتری را پنهان می‌کنند یا خیر.

نوآ در حالی که لبخند سردی روی صورتش ظاهر شد فکر کرد: ـفردیتی که ماده رو وادار به تکامل می‌کنه. این برای معنای واقعی من عالیه."

راهروی بزرگی در پایان سالن بزرگ وجود داشت. نوآ در درون کوه فرود آمد تا اینکه به اتاق وسیع دیگری رسید که با رنگ نارنجی روشن می‌درخشید.

فضای داخلی اتاق با اتاق های قبلی متفاوت بود. جرقه های پراکنده منطقه را پر می‌کرد و در هوا شناور می‌شدند.

نوآ فقط به یک نگاه نیاز داشت تا بفهمد که کسی قبلاً آن منطقه را پاکسازی کرده است. جرقه ها حتي به حضور او اهميت ندادند چون كارشان را تمام كرده بودند.

جرقه ها حاوی انرژی بودند، بنابراین نوآ وقت خود را صرف جذب آنها کرد. او بای...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی