تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1372
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1372: نام ها
ذهن نوآ برای یک لحظه سیاه شد. وقتی هوشیاری خود را به دست آورد، خود را دید که روی زمین قرمز تیره راهرو دراز کشیده است.
دود از پشتش خارج میشد و احساس جزجز پوستش را فرا گرفته بود. با این حال، او هیچ آسیبی را احساس نمیکرد. حتی ردای او خوب و بدون خط و خش بود.
نوآ در حالی که بدنش را دوباره چک می کرد تعجب کرد: «دقیقاً چه اتفاقی افتاده؟»
سیاهچاله از سریعتر از حد معمول می چرخید، اما او نمیتوانست چیزعجیبی در درونش پیدا کند. او حتی احساس درد نمی کرد. همه چیز خوب بود و حتی چهارمین مرکز قدرت او نیز خیلی زود با سرعت منظم خود شروع به کار کرد.
نوآ دقیقاً به یاد نداشت چه اتفاقی افتاده است؛ قبل از اینکه تاریکی خاطراتش را پر کند، نور نارنجی رنگی را دیده بود. آن سرنخها فقط میتوانست به یک نتیجه منجر شود، اما این ایده غیرمنطقی بود.
نوآ در حالی که به سمت سوراخ چرخید فکر کرد: "ـاین غیر ممکنه، مگه نه؟"
رعد و برق هایی که در داخل حفره کمانه میکردند تنها عنصری بودند که میتوانستد آن برق نارنجی را ایجاد کنند، اما نوآ نمیتوانست باور کند که از یکی از آنها جان سالم به در برده است.
هر صاعقه یک حمله در رتبه هشتم بود. نوآ بعد از اینکه سیاهچاله مراکز قدرت او را تطهیر کرد قویتر شده بود، اما او هنوز از موجودیتی که بتواند از آن ضربهها جان سالم به در ببرد دور بود.
نوآ شروع به فکر کردن درباره دلایل ممکن کرد: "ـاین معنی واقعی یک تکامل هست. چنین چیزی نمیتونه با هدف تخریب ماده وجود داشته باشه."
نوآ به زودی فهمید که اگر تنها بر استدلال خود تکیه کند نمیتواند پاسخی بیابد. او قبل از تصمیمگیری در مورد چگونگی ادامه، مجبور شد چند آزمایش انجام دهد و مشاهده کند که صاعقه چگونه واکنش نشان میدهد.
تکهای از گوشت یکی از اجساد داخل بعد مجزّایش در دستش ظاهر شد. نوآ دوباره به سوراخ نزدیک شد و قبل از فعال کردن تکنیک قضاوت آسمانی، مواد را در بین صاعقهها پرتاب کرد.
رعد و برق بلافاصله روی تکه گوشت جمع شد. آنها به قدری سریع بودند که نوآ نتوانست آن را دنبال کند. با این حال آگاهی برتر او که توسط تکنیک قضاوت آسمانی تقویت شده بود، به او اجازه داد تا ببیند که چگونه قوانین موجود در آن ماده را تحت تاثیر قرار میدهند.
تکه گوشت ایرادات زیادی در ساختارش داشت. ناخالصی های بی شماری تار ...
کتابهای تصادفی

