فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1389

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1389: جسور

نوآ با تمام سرعت شیرجه زد و پاهایش را روی سینه حریف کوبید. آن دو دورگه پس از برخورد، لخته‌های خونی تف کردند و وقتی متوجه قصد قتل نوآ شدند، آثاری از «نفس» از چهره‌هایشان بیرون زد.

غرایز آن‌ها نسبت به منطقه خطرناک نوآ واکنش نشان می‌داد. این دو دورگه‌ احساس می‌کردند که مجبور بودند «نفس» خود را آزاد کنند تا در برابر هر چیزی که قرار بود بیاید دفاع کنند.

«کافیه!» رهبر تیم از دور فریاد زد و نوآ نگاهی آزرده به سمت او انداخت.

نوآ به اندازه کافی از آن صحنه دیده بود. سیاهچاله او گونه‌اش را بالاتر از دورگه‌ها قرار می‌داد. در ذهن او، آزمایش قدرتش یک کار بی فایده بود.

به نظر می‌رسید که رهبر متوجه شده بود که نوآ بسیار قوی‌تر از دورگه‌های معمولی با بدنی در رده متوسط است. با این حال، او می‌خواست بداند که نوآ واقعاً چقدر قدرتمند است.

رهبر به یکی از متخصصان سطح جامد گفت: «جردن، برو.»

نوآ وقتی دید متخصص از کوه پایین آمد و به سمت او رفت، حالتی متعجب نشان داد. مهم نبود که نوآ چقدر قوی بود. او قدرت رویارویی با وجودی در سطح جامد را نداشت.

افکارش به سرعت درگیر بودند و پاهایش خم شدند. ایده‌های بی‌شماری در مورد چگونگی فرار از آن موقعیت در ذهن او موج می‌زد. دورگه‌ها هنوز زیر پای او بودند، بنابراین او بلافاصله تصمیم گرفت از آن‌ها به عنوان گروگان استفاده کند.

رهبر ناگهان گفت: «می تونی از «نفس» و انرژی ذهنی خودت استفاده کنی، اون نمی تونه.»

نوآ از این حرف خشکش زد. دورگه‌ها با جانوران جادویی تفاوت چندانی در قدرت فیزیکی خود نداشتند. رهبر اساساً از او می‌خواست که موجودی را در رده بالاتر شکست دهد.

نوآ در حالی که حریف خودش را ارزیابی می کرد تعجب کرد

- میتونم انجامش بدم

حریف او زنی جوان قد بلند با موهای بلند قهوه‌ای و چشمانی سبز بود. او لاغر به نظر می‌رسید، اما ردای خاکستری بزرگش بیشتر ویژگی‌های فیزیکی او را پنهان می کرد. نوآ به خاطر لباسش حتی دستانش را نمی‌دید.

با این حال، ذهن او به سختی توانست تا صورت او را به خاطر بسپارد. جردن بسیار زیبا بود، اما نوآ فقط می‌توانست روی سطح تهذیبش تمرکز کند در حالی که نزدیک‌تر شدن او را تماشا می‌کرد.

شیطان آسمانی نوشیدن را متوقف کرد ولی حتی وقتی که دورگه در جهت آن‌ها حرکت کرد، لیوان خو...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی