تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1388
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1388: تیس
نوآ نیروی عظیمی را احساس کرد که روی بازوهایش فرود آمد و توانایی ذاتیاش به خودی خود فعال شد تا قدرت بدنی او را تقویت کند. ماده تاریک رگ سیاه او را در حالی که دو شخصیتی که به او حمله کرده بودند را بررسی میکرد، پر کرد.
دو دورگه در مرحله مایع، یک مرد و یک زن، در حالی که نگاههایشان بین دستهای نوآ و صورتش میچرخید، حالتی شگفتزده داشتند.
سطح تذهیب آنها مانند نوآ بود و بدنشان نیز در همان ردیف قرار داشت. با این حال، نوآ در همان زمان توانسته بود حملاتشان را متوقف کند و حتی موفق شد آنها را مهار کند.
نوآ با شیطان آسمانی موافقت کرده بود که به طور مسالمت آمیز به لژیون نزدیک شود، اما در طول یک حمله غافلگیرانه خودداری نکرد. انگشتان او به پوست سرسخت حریفان چنگ زد و در حالی که هاله او در محیط پخش میشد، بند انگشتان آنها را فرو برد.
شیطان آسمانی از این که دورگهها کاملاً او را نادیده گرفته بودند، کمی آزرده شد. او میخواست هاله خود را باز کند که هوشیاری قدرتمندی منطقه را فرا گرفت و او را مجبور کرد توجه خود را از نبرد نوآ منحرف کند.
او میتوانست سطح آن متخصص را با آگاهی بفهمد. شیطان آسمانی میدانست که وجودی در مرحله جامد جایی در آن منطقه خشک است.
هنگامی که نوآ هر زمان که متخصصان سعی در ضدحمله داشتند، هالههای بیشتری را در دستان خود تکان میداد. دو آگاهی دیگر متعلق به دورگههای مرحله جامد منطقه را پر کردند و به سمت شیطان آسمانی حملهور شدند.
چندین هاله ضعیفتر نزدیک شدند تا اینکه نوآ شروع به دیدن سایههایی کرد که در دید او پرواز میکردند. قبل از اینکه بفهمد چه چیزی به او اصابت کرده است، یک سری ضربات به پشت او وارد شد. او باید تمرکز میکرد تا احساس کند که دو دورگه دیگر پشت سر او ظاهر شدهاند.
نوآ درحالی که خون در گلویش بالا رفت تعجب کرد: - یعنی ساختارهای پنهانسازی دارن؟
بعد از آخرین حمله درونش میلرزید، اما نوآ دورگههای موجود در چنگش را رها نکرد. آنها دعوا را شروع کرده بودند، پس جلوی خود را نمیگرفت.
نوآ دو دورگه مهار شده را به سمت موجودات پشت سرش پرت کرد. این دو نفر از ترس آسیب رساندن به همراهانشان مجبور شدند کنار بکشند، اما انتظار نداشتند که یک سر خزنده عظیم از بدن نوآ بیرون بیاید و پرتو تیرهای به سمتشان پرتاب کند.
کتابهای تصادفی

