تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1397
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1397: گراز
نوآ هر وقت که فرصتش را به دست میآورد جلوی خودش را نمیگرفت و از ماده تاریک خود استفاده میکرد. او ابتدا آزمایش کرد که ارث تا چه حد به او اجازه تقلب کردن میدهد.
هر زمان که نوآ سعی می کرد از «نفس» یا انرژی ذهنی خود استفاده کند، غلبه بر این آزمون ها غیرممکن میشد، حتی اگر استفاده از آنها را به تقویت ساده قدرت بدنی خود محدود میکرد.
درصورتی که اگر او دنیای تاریک را به کار میگرفت و یا از ماده تاریک برای ایجاد زره شیطانی استفاده میکرد نیز اتفاق مشابهی میافتاد. برج "قدرت" فقط قدرت بدنی او را آزمایش کرد و برای بدنش جوایزی در نظر گرفت. او نمیتوانست از توانایی های خود استفاده کند، مگر اینکه آزمون به صراحت این اجازه را داده باشد.
با این حال، زمانی که او از ماده تاریک برای فعال کردن توانایی ذاتی خود استفاده کرد، ارث واکنشی نشان نداد. به نظر میرسید که آزمایشها، رگهای تیره را بهعنوان گسترش قدرت بدنی او میدیدند، و همین امر در مورد شعلههای تاریک او نیز صدق میکرد، با اینکه اکثر اوقات مفید نبودند.
نوآ به این محدودیتها اهمیتی نمیداد، زیرا میدانست که توانایی ذاتیاش به او مزیت دیگری میداد که دیگر دورگهها نداشتند. این واقعیت که او میتوانست بهطور غیرمستقیم از انرژی درون چهارمین مرکز قدرت خود استفاده کند، به جای اینکه او را وادار کند تنها به قدرت بدنیاش تکیه کند، به او قدرت نبرد یک تهذیبگر کامل را میداد.
این مزیت به نوآ اجازه داد تا چندین چالش را بدون شکست را پشت سرهم برطرف کند. آن آزمایشها اغلب شامل مواد سنگین یا سختی بود که او مجبور بود آنها را بلند کند یا از بین ببرد و پاداش آن مراحل با دشواری آنها مطابقت داشت.
اکثر آزمایشهای شکست نخورده، چالشهایی بودند که دورگههای اوج سطح متوسط حتی زحمت نزدیک شدن به آنها را به خود نمیدادند. آنها برای وجود در آن سطح بسیار ساده بودند و پاداش آنها در پیشرفت به آنها کمک نمیکرد.
علاوه بر این، اعضای لژیون هوای یکدیگر را داشتند. قویترین افراد در هر لایه اغلب آزمایشهایی را که میتوانستند به راحتی بر آنها غلبه کنند، نادیده میگرفتند تا منابع آنها به دورگههای ضعیف تر برسند. طمع اقدامات آنها را تغییر نمیداد زیرا آنها پیشرفت سازمان خود را اولویتی بالاتر از پاداش های ساده میدانستند.
نوآ به آن قانون نانوشته احترام نمی گذاشت. او به لژیون تعلق نداشت و حتی اگر هم عضوی از آنها میبود، بازهم جلوی طمع خودش را نمیگرفت. او در ب...
کتابهای تصادفی
