فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1399

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1399: لایک

پس از مرگ گراز فولادی، صداها در دوردست طنین انداز شد و برخی از دورگه‌ها در آسمان جعلی غرش کردند تا به فریاد نوآ بپیوندند. آنها می‌خواستند پیروزی او را جشن بگیرند و به جهانیان اعلام کنند که او در شاهکاری که همه آن را غیرممکن می‌دانستند موفق شده است.

غرور نوآ به آن غرش ها واکنش نشان داد. وقتی که شنید آن دورگه ها او را به زبانی که انسان ها نمی‌دانستند درک کنند تحسین می‌کرد او احساس کرد که غرایزی که در اعماق درونش دفن شده اند بیدار شده و دوباره در دریای ذهنی او ظاهر می‌شوند.

گونه او از دورگه‌ها پیشی گرفته بودند، اما غرایز ناشی از دنیای جانوران جادویی هنوز در درون او بود. نوآ اگر می‌خواست می‌توانست یک گروه بسازد. بخشی از حضار نیز او را به عنوان یک رهبر شایسته‌ی دنبال کردن به رسمیت می‌شناختند.

با این حال، طمع او به زودی بر این احساس غلبه کرد. او یکی از سخت ترین آزمون ها را در لایه دوم به پایان رسانده بود و نمی‌توانست صبر کند تا ببیند دزد عالی‌رتبه چه پاداشی برای او تدارک دیده است.

حتی بعد از گذشت چند ثانیه هم هیچ اتفاقی نیفتاد. نوآ نمی‌دانست باید دنبال چه چیزی بگردد، اما به نظر می‌رسید که جواب در اطراف گراز فولادی نبود.

سپس نوآ جسد موجود را ذخیره کرد و به سمت لانه گراز پرواز کرد زیرا این تنها مکانی بود که می‌توانست پاداش چالش را در خود جای دهد.

وقتی گیاهان جادویی وارد دید او شدند، نوآ بلافاصله احساس کرد که چیزی در آن منطقه تغییر کرده است. گیاهان جادویی به سرعت پژمرده می‌شدند و انرژی آنها به سمت مرکز آن سرزمین قابل زندگی جاری می‌شد.

هنگامی که گیاهان جادویی پژمرده شدند، موجی از انرژی در محیط پخش شد. نوآ به سمت سرچشمه آن پدیده رفت و میوه عجیبی را یافت که بین تنه های پژمرده و برگ های افتاده قرار داشت.

میوه کوچک بود، بزرگتر از مشت یک مرد بالغ نبود. سبز مایل به تیره بود و یک سری خوشه های نرم سطح آن را پوشانده بودند. با این حال، بارزترین ویژگی آن مقدار عظیم انرژی تابش شده توسط آن بود.

هنگامی که نوآ می‌خواست میوه را بچیند، صدای مردانه ای در پشت سرش طنین انداز شد: «باید بهت هشدار بدم. اون یه "اووان" هست، یه میوه مرگ. انرژی کافی برای ایجاد یک جنگل تمام و کمال رو داره، اما یه سم قدرتمند توش جریان داره. این ویژگی توانایی دفاعی ذاتی این گونه از...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی