تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1400
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1400: غیر ممکن
دان توضیح داد: «ما این رو زمانی پیدا کردیم که به دنبال انتهای لایه دوم میگشتیم. بسیاری از تیم قدیمی من دیگه نمیتونن اینجا بجنگن چون یا دارن به شکستن سطح نزدیک میشن یا قبلاً به لایه سوم رفتن.»
نوآ پاسخ داد: «فکر میکردم لژیون نمیدونه که این لایهها چقدر وسیع هستن.»
دان گفت: «این فقط برای افراد رده پایین تر صادقه. هر متخصص رتبه 8 میتونه تو تموم لایه های برتر سفر کنه و یک نقشه دقیق از همه آزمون ها ایجاد کنه. لژیون مکان سخت ترین آزمونها رو تو اینجا فاش نمیکنه از ترس اینکه اعضای ضعیفترممکنه آموزشهای عادی خودشون رو به هدف به دست آوردن پاداش های غیرممکن فراموش کنن.»
حرف های دان منطقی بود. برای تهذیبگران آسان بود که خود را در امیدهای واهی گم کنند، به ویژه زمانی که سطح تهذیب آنها شروع به رکود کند. اوضاع برای دورگهها حتی سخت تر نیز بود، زیرا غرایزشان بر خلاف ذهنشان کار میکرد.
دان ادامه داد: «لژیون اگه اونا رو پیدا کنن کاری انجام نمیده، اما همه اعضای قوی تر میدونن که اتلاف وقت تو اینجا چقدر بیهودهست. به محض اینکه من آزمونهای دیگه رو برات توضیح دادم، خودت هم به همین نتیجه رسیدی.»
نوآ در آن لحظه ساکت شد. دان حق داشت. او قبلاً منابع کافی برای بهبود بدنش جمع آوری کرده بود و ارث هشت برج دیگر داشت که میتوانست کاوش کند.
هیچ چیز نمیتوانست او را مجبور کند که سال ها را در آن آزمون های چالش برانگیز تلف کند، زیرا میتوانست مستقیماً در حین کاوش در سایر برج ها به تهذیب بپردازد و از طریق آموزش عادی به پیشرفت نزدیک شود. ارث در پایان بسیار عمیق تر شد. نوآ به سختی شروع به خراشیدن سطح آن مکان کرده بود.
نوآ پرسید: «پس تو چرا اینجایی؟»
این تنها نقص در کلمات دان بود. اگر آزمون های دیگر آنقدر بی فایده بودند که او گفته بود، پس دلیلی برای حضورش در لایه دوم نداشت.
دان از خنده منفجر شد و قبل از اینکه دلایلش را توضیح دهد، خنده اش را به نوآ نشان داد: «من میخواستم با گراز فولادی بجنگم. این نهمین تلاشم میشد. تعجب من رو تصور کن وقتی دیدم که اون موجود رو به خون بالا آوردن انداخته بودی.»
دان هر از گاهی شتاب میگرفت تا دورگههای پشت سرشان موقعیت آنها را از دست بدهند. او میخواست به خواسته های لژیون احترام بگذارد، بنابراین حتی به "نفس" خود برای افزایش سرعت پروازش تکیه کرد.
نوآ به راحتی با او همراه شد و این موضوع دان را بیشتر متعجب کرد. دورگه میدانست که قدرت نوآ بسیار بالاتر از سطح واقع...
کتابهای تصادفی


