تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1401
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1401: گالمها
نوآ آزمون را دست کم نمی گرفت. برخی از ویژگی های توصیف شده توسط دان او را به شدت نگران کرد، اما او نمی توانست از این شانس برای اثبات قدرت خود و گرفتن بهترین جایزه لایه دوم چشم پوشی کند.
دان شاهد نوآ که غاری را در نزدیکی لبه خشکی حفر کرد و در انزوا رفت بود. او هیچ کلمه ای برای توصیف رفتار بی پروا نوآ نداشت، اما از قبل هر چیزی را که می توانست توضیح داده بود.
نوآ حتی بخشی از لژیون نبود، بنابراین دان در نهایت از تلاش برای عوض کردن نظر او دست کشید. اگر نوآ می خواست زندگی خود را به خطر بیندازد و وقت خود را برای آزمایشی غیرممکن تلف کند، آزاد بود که این کار را انجام دهد.
دان به زودی آنجا را ترک کرد و نوآ در آن قسمت دور از بعد جداگانه، تنها ماند. نور تابیده شده توسط تکنیک قضاوت آسمانی بر دریای ذهنی او می تابید و با مرور آنچه دان توضیح داده بود، توانایی های ذهنی او را بهبود می بخشید.
آزمون آسان نبود. به گفته دان، ساختار زیرزمینی شامل صدها گالم در اوج سطح میانی بود. علاوه بر این، نوآ نمی توانست "نفس" و انرژی ذهنی خود را بازگرداند مگر اینکه کل منطقه را پاکسازی کند.
این چالش همچنین مدعیان را مجبور کرد که هر هفته یک گالم را از بین ببرند. در صورت عدم انجام این کار، آزمایش به حالت اولیه خود باز می گشت و تمام تلاش های قبلی به هدر می رفت.
نوآ میدانست که قدرتمند بود، اما دچار توهم نبود. تواناییهای او میتوانست به او اجازه دهد تا یک موجود سطح متوسط را شکست دهد، اما او قدرت رویارویی همزمان با صدها نفر از آنها را نداشت. محدودیتهای بهبود او نیز موضوع مهمی بود، بهویژه زمانی که او آگاهی همیشگی گالم ها به موقعیت مکانی اش را در نظر میگرفت.
نوآ فکر کرد: «من فوراً موفق نخواهم شد. باید اون گالم ها رو مطالعه کنم و یه الگوی حمله ایجاد کنم. سیاهچاله من حواسش به خستگیم هست، اما در نهایت تو یه نقطه به استراحت مناسب نیاز خواهم داشت.»
غلبه بر این محاکمه برای یک فرد تنها غیرممکن به نظر می رسید، اما نوآ یک مزیت حیاتی داشت. او تنها نبود او می توانست روی سه یاران آسمانی حساب کند که می توانستند قدرت نبرد او را چند برابر کنند.
کارگاه نوآ و دنیای تاریک حتی میتوانست مقداری از فشار ناشی از نقص تعدادی او را کاهش دهد. او احتمالا تنها متخصص مرحله مایع ...
کتابهای تصادفی


