تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1402
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1402: ارتش
صداهای جیغ فریاد در سالن زیرزمینی لاجوردی کم رنگ طنین انداز شد و گالم ها به سمت نوآ حرکت کردند. او در خروجی تونل ماند و نور آبی یخی ای از چشمانش خارج شد.
تکنیک قضاوت آسمانی فعال بود. نوآ از پیش قصد اتمام این چالش را نداشت. او فقط برای مطالعه گالم ها به آنجا آمده بود تا بتواند توانایی های خود را آماده کند.
گالم ها کمی بلندتر از سقف بودند. آنها مجبور بودند پشت خود را خم کنند تا داخل سالن حرکت کنند، اما بدن آنها برای این کار بیش از حد بدقواره بود. سر آنها اغلب به لایه سنگ های فلزی برخورد می کند و به دلیل حرکات آنها صداهای جیغ منتشر می کند.
آن موجودات هیچ ویژگی بخصوصی نداشتند. آنها دست های بلند، مشت های درشت و بدن کلفت داشتند. پوست آبی تیره آنها ناهموار بود، اما هیچ ترک و ایرادی نداشت. آنها به دلیل ساختار بدظاهر خود به آرامی حرکت می کردند، اما مفاصل روی شانه ها و آرنج هایشان کمی انعطاف پذیرتر از بقیه بخش هایشان به نظر می رسید.
نوآ در حالی که از ورودی خارج شد و به سمت نزدیکترین گالم حمله کرد، فکر کرد: «باید حواسم به مشتاشون باشه.»
شمشیر شیطانی از فضای جداگانه بیرون آمد و روی کف دستش نشست و گاز تیره ای از پوستش جاری شد. زره شیطانی به زودی او را پوشاند و دیگر دنبالههای ماده تاریک گسترش یافت تا دنیای تاریک را گسترش دهد.
نوآ از ابتدا قصد داشت همه چیزی که در چنته داشت را نشان دهد. او بیش از پنجاه گالم را در اوج ردیف میانی در آن سالن شمرده، بنابراین نمی توانست آن چالش را دست کم بگیرد.
دنیای تاریک نتوانست گالم ها را مهار کند، اما آنها را مطالعه کرد و آن اطلاعات را برای نوآ فرستاد. او می توانست حتی قبل از درگیری با اولین حریف خود، یک ایده کلی در مورد توانایی بدنی و استحکام آنها به دست آورد.
نوآ در حالی که آن گزارش ها را مطالعه می کرد، فکر کرد: «دان به این موضوع اشاره نکرد.»
پوست آبی تیره گالم دارای خواصی بود که آنها را در برابر نفس و اشکال مشابه انرژی مقاوم میکرد. طلسم ها و هنرهای رزمی معمولی به سختی میتوانستد به انها صدمه ای بزنند.
این مقاومت در مورد ماده تاریک صدق نمی کرد. انرژی بالاتر نوآ در برابر گالم ها کاملاً خوب عمل کرد و این به او امیدواری داد تا بر آن آزمون غلبه کند.
نوآ قبل از ورود به محدوده گالم ایستاد و در ح...
کتابهای تصادفی

