تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1409
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
مرتب سازی
نوآ فریادی در ذهنش کشید: «دوباره؟»
او قبلا صحنه مشابهی دیده بود. همین اتفاق در میراث گریت بیلدر نیز افتاده بود، زمانی که سخت ترین چالش را در لایه اول انجام داد.
ورود «نفس» به تالار، پیروزی او را تایید میکرد. کتابی که در دستانش بود نشان میداد که محاکمه تمام شده است. نوآ پاداش خود را گرفته بود، اما بنای زیرزمینی هنوز به پایان نرسیده بود.
نوآ در حالی که وضعیتش را بررسی میکرد، فکر کرد: "-این بار به این زودیا درمان نمیشم."
استخوان هایش شکسته و پایش له شده بود، اندام های داخلی آسیب دیده بودند و چند جراحت سطحی داشت. حتی سیاهچاله هم نمیتوانست او را در عرض یک هفته آماده نبرد کند. نوآ باید ماه ها روی درمان خود تمرکز میکرد تا به اوج خود بازگردد.
با این حال، بسیار کنجکاو بود. نوآ حتی در این شرایط میتوانست خودش را مجبور به دویدن کند. با این حال، احساس مبهمی داشت که اگر اکنون به عقب برگردد، دیگر فرصتی برای کاوش در آن مسیر جدید نخواهد داشت.
نوآ قبل از اینکه کتاب را در فضای جداگانه خود ذخیره کند، نگاهی به کتاب انداخت. سپس اسنور هنگامی که او را به سمت تونل جدید میبرد کوچک شد. شمشیر اهریمنی و نایت نیز در کنار او پرواز کردند تا اطمینان حاصل کنند که در آن شرایط چیز بدی به او نرسد.
نور زرد کم رنگ، نوآ را وادار کرد تا داخل هرم را به یاد بیاورد. این دلیل اصلی پشت اطمینان مبهمش بود که ساختار زیرزمینی او را مجبور به جنگیدن دوباره نخواهد کرد.
تونل هم متفاوت بود. صخره های لاجوردی کم رنگ با حرکت نوآ از گذرگاه به آجرهای صیقلی تبدیل شدند. این نشانه ارتباط با آفرینش گریت بیلدر بود، اما او هنوز عجله نداشت.
او با ارث وجودی رتبه 9 سر و کار داشت. ذهن او نمیتوانست امیدوار باشد که طرز فکر دزد بزرگ را درک کند.
هنگامی که به انتهای تونل رسید، اتاق کوچکی در دید او آشکار شد. نوآ تقریباً انتظار داشت تختی را در آنجا ببیند، اما در عوض یک پیکر اثیری منفرد پیدا کرد.
شمایل مردی جوان را با موهای بلند و وصله ای که چشم چپش را پوشانده ...
کتابهای تصادفی

