تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1419
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1419: شمشیر نفرین شده
نوآ نمیتوانست نسخه واقعی قلمرو جانوران جادویی را در اولین مراحل سفر خود به سمت منطقه خلاء کشف کند. موجوداتی که نزدیک مرز زندگی میکردند داشتند با جناح انسان میجنگیدند. و این سه نفر بر فراز مناطق خالی از سکنه که فقط گیاهان جادویی عظیم در آن ساکن بودند پرواز کردند.
گیاهان در سرزمین های تحت کنترل جانوران جادویی بسیار غنی تر بودند. انسان ها تمایل داشتند تا مناطق بزرگی را برای ساختن شهرها و دفاع ها پاکسازی کنند، اما این موجودات در طبیعت کامل زندگی میکردند. گیاهان جادویی تنها زمانی از بین رفتند که موجودات قدرتمند در نزدیکی آنها میجنگیدند.
آن محیط خالی به این سه نفر اجازه شکار نمیداد، اما آنها میتوانستند مواد ارزشمندی را از گیاهان جادویی محافظت نشده و بی ضرر جمع آوری کنند.
برخی از بلندترین درختان تنه های ضخیمی داشتند که میتوانست چوب سختی را فراهم کند. نوآ هر چه میتوانست به دست آورد و فضای مجزای خود را با مواد ارزشمند فراوان پر کرد. او از همین سفر ساده بیشتر از کل غار غول در لایه دوم میراث دزد بزرگ به دست آورده بود.
اگر جانوران جادویی هنوز در آن مناطق بودند، این دستاوردها غیرممکن بود. بسیاری از گیاهان جادویی که توسط این سه نفر ذخیره شده بودند در نزدیکی لانه های متعلق به موجودات رتبه 8 رشد کرده بودند. این سه نفر هیچ شانسی برای گرفتن آن منابع در زمان های عادی نداشتند.
جانوران جادویی سرانجام هنگامی که نوآ و دیگران به عمق آن منطقه پرواز کردند، دوباره ظاهر شدند. گروههای پراکنده ساخته شده از موجودات در سطح پایینی رتبه هفتم مانند آن سه نفر عمل کردند و اکنون که رهبران دور بودند هر چیزی را میتوانستند میخوردند.
این سه نفر از آن گروه ها اجتناب کردند. آن جانوران برای راضی کردن بدن آنها بسیار ضعیف بودند بنابراین آن سه نفر میخواستند زمان خود را تلف کنند زیرا هنوز به منطقه انسانها نزدیک بودند.
آگاهی برترشان به آنها میگفت که هیچکس آنها را تعقیب نمیکند، اما بهتر بود در برابر تهذیبگران نیروهای بزرگ ایمن باشند. خانواده سیلبیرد حتی به قدری ثروتمند بودند که میتوانستند برای اعضای خود زره و شنل بخرند.
وقتی این سه نفر به اندازه کافی در منطقه جانوران جادویی عمیق رفتند، تصمیم گرفتند استراحت کنند و روی تهذیب خود تمرکز کنند. نوآ نمیتوانست صبر کند تا آن لحظه برسد، زیرا یک آیتم امیدوارکننده برای بررسی داشت.
نوآ غاری...
کتابهای تصادفی


