تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1421
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1421: خنده کوتاه
پادشاه الباس و نوآ پس از آن مکالمه کوتاه سکوت کردند. نمیدانستند در مقابل هم چگونه رفتار کنند.
مدتی بود که دشمنان قسم خورده بودند. پادشاه الباس شیطان تعقیبگر را کشته بود و نوآ او را به واقعیت جداگانه با کمک سایر نیروها تبعید کرده بود. پادشاه الباس پس از آن بازگشت و تمام جهان را قبل از صعود به سرزمین جاودانه شکست داده بود.
پادشاه الباس میتوانست نوآ را در دنیای پایین بکشد، اما او ترجیح داده بود در کنار نیروهای سازمان دیگری زندگی کند. کینههای گذشته بعد از اینکه خدا شد در ذهنش معنی نداشت.
در مورد نوآ هم همینطور. موقعیت سیاسی سرزمین پایین آنها را با هم دشمن کرده بود، اما او به پادشاه الباس به عنوان یک تذهیبگر احترام میگذاشت. نوآ نمیتوانست از او متنفر باشد. هر دوی آنها در طول هزارههایی که در یک جهان سپری شده بود چندین بار به سازمانهای یکدیگر آسیب رسانده بودند.
حالا که دوباره مقابل هم قرار گرفتند همه چیز دوباره ظاهر شد. فکرها و خاطرات بیشماری ذهنشان را پر کرده بود و فکر میکردند پس از گذراندن این همه ماجرا با هم چگونه باید رفتار کنند.
نوآ در ذهن خود گفت:
-تو چند هزار سال به مرحله مایع رسید
این بارزترین ویژگی شاه الباس بود. نوآ اساسا برای رسیدن به مرحله مایع تقلب کرده بود، اما پادشاه الباس در همان سطح بود. این یک بار دیگر تایید کرد که پادشاه الباس یک استعداد واقعی بود.
پادشاه الباس پرسید: «تو هم وضعت همینه، درست میگم؟ همراهانت اونجا دورگهاند و در حال تهاجم تو قلمرو جانوران جادویی هستی. حدس زدن اینکه قبلاً دشمنای قدرتمندی ساختی سخت نیست.»
نوآ پرسید: «چطور سوگند شهر کریستال رو مدیریت کردی؟ مطمئنم از اونایی نیستی که بیسر و صدا قبول کنی؟»
شاه الباس ادامه داد: «این باید لژیون باشه. تعجبآور نیست که بهشون ملحق شدی.»
نوآ ادامه داد: «فکر کنم پیشنهادای زیادی از سازمانهای مختلف داشتی این واقعیت که اینجایی فقط میتونه به این معنی باشه که مشکلی داری.»
هیچ یک از آنها پاسخی ندادند، اما هر دو بخشی از زندگی حریف خود را بدون نیاز به پاسخ درک کردند. آنها آنقدر همدیگر را میشناختند که بدانند در فضای سیاسی سرزمینهای جاودانه چگونه رفتار خواهند کرد.
پادشاه الباس پرسید:«نما رو رها کنیم؟»
نوآ پرسید: «نگرانی که با بقیه تماس ب...
کتابهای تصادفی
