فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1422

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1422: آب راکد

پادشاه الباس به نوآ و دورگه‌ها توضیح داد: «فضای اینجا به شدت ضعیفه ما نمی‌تونیم تمام قدرتمون رو آزاد کنیم، در غیر این صورت شکاف‌های بزرگ باز می‌شن. شما حتی باید قدرت بدنی‌تون رو به حداقل برسونید. نمی‌خواین طرف مقابل قرار بگیرین. بهم اعتماد کنین من تجربه‌اش کردم.»

وقتی پادشاه الباس این را گفت، نوآ چشمانش را منحرف کرد. او نمی‌خواست کارشناس را در حین توضیح خود در مورد منطقه خلاء اذیت کند.

شاه الباس وانمود کرد که حرکت نوآ را ندیده است و ادامه داد: «جانورای جادویی عجیب و غریب این منطقه رو اشغال کرده‌ان. کریستال‌های سیاه روی سر اون‌ها هست. پیشنهاد می‌کنم اونا رو از فضای خلاء بیرون بیارید و بعد جمع کنید.»

آخرین حرف سه نفر را گیج کرد و ذهن آن‌ها برای بازرسی منطقه مجاورشان گسترش یافت. فشار طبیعی تابش شده توسط امواج ذهنی آن‌ها فضای ضعیف را شکست و شکاف‎های کوچکی را هنگام پرواز در آسمان ایجاد کرد، اما هیچ جانور جادویی در محدوده آن‌ها ظاهر نشد.

پادشاه الباس وقتی آشفتگی آن‌ها را دید گفت: «اون طرف رو نگاه کنین.»

امواج ذهنی این سه نفر در آن نقطه وارد شکاف‌ها شد و صحنه‌ای خیره کننده در ذهن آن‌ها پدیدار شد. شاخک‌های سیاه بی‌شماری که در میان سیاهی فضای خلاء شناور بودند با سیاهی محیط آمیخته شدند.

نوآ می‌توانست بیش از صد شکل مختلف حیات را در میان آن انبوه شاخک‌ها حس کند. او هیچ موجودی را در رتبه هشتم احساس نمی‌کرد، اما نگرانی‌اش کم نشد.

نوآ پرسید: «چطور می‌تونن اون‌جا زندگی کنن؟»

نوآ به عنوان یک متخصص در زمینه جانوران جادویی، مایل بود در مورد آن گونه اطلاعات بیشتری کسب کند. آن موجودات لانه خود را در خلاء ایجاد کرده بودند که «نفس» نداشت. همچنین، حتی اگر شاخک‌ها هرگز از حرکت باز نمی‌نشستند، موفق می‌شدند در همان نقطه باقی بمانند.

پادشاه الباس در حالی که کنجکاوی او شدیدتر شده بود، بی‌درنگ توضیح داد: «از لحاظ فنی، اونا اون‌جا زندگی نمی‌کنن، تو مرز ابعاد زندگی می‌کنن، شکاف‌هایی رو باز می‌کنن تا «نفس» مورد نیازشون رو بگیرن. خونه‌شون بین سرزمین‌های جاودانه و خلاء هست!»

نوآ در حالی که کنجکاوی‌اش پیش پادشاه الباس طنین‌انداز می‌شد، پرسید: «اونا می‌تونن ما رو حس کنن؟»

پادشاه الباس پاسخ داد: «البته. ما کیسه‌های گوشتی هستیم که وارد قلمرو اون‌ها می‌شیم.»

جردن به این گفتگ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی