تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1427
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1427: قدردانی
نوآ با تعجب به خود نگاه کرد و در حالی که خود در دهانش جمع شده بود، با خود گفت: «-کی منو زدن؟»
بدون معطلی ماده تاریک و دود خورنده او از پوست نوآ بیرون زد و همزمان زره شیطانی روی تن او و دنیای تاریک در اطراف او گسترش یافت.
نایت نیز از بُعد جداگانه بیرون آمد تا نوآ در نبرد همراهی کند.
نوآ نتوانست بفهمد چه اتفاقی افتاد، او همه موجودات را عقب رانده بود و هیچ یک از آن ها نتوانسته بودند بدن او را لمس کنند؛ پس این زخم از کجا آمده بود؟
به محض شکل گیری زره شیطانی، شعله های آتش از دهان او خارج شد.
آتش نوآ، جانورانی که در میان دنیای تاریک گرفتار شده بودن را به خاکستر مبدل کرد.
سپس زبانه های کوچک شعله به سمت نوآ پرواز کردند و او را پر از انرژی کردند. زخم او به سرعت بسته شد، اما بخشی از اندام های داخلی او آسیب دیده باقی ماند زیرا برای بازسازی فوری به اندازه کافی انرژی و قدرت جذب نکرده بود.
نوآ همچنان از دهانش شعله آتش به بیرون فرستاد و تمام محیط را با توانایی ذاتی خود پر کرده بود.
جانوران جادویی بیشماری در این فرآیند سوختند و زخم او در نهایت خوب شد، اما نگرانی او کاهش نیافت.
به نظر می رسید پایانی برای آن موجودات نباشد؛ آنها از ناکجا آباد ظاهر میشدند و در یک حمله بی پروا خود را به سوی او پرتاب میکردند.
نوآ همیشه آنها را دفع میکرد، اما همان اتفاق عجیب و غریب دوباره تکرار شد.
ناگهان زخم بزرگی در کنار گردنش ظاهر شد. تجربه او در زمینه جانوران جادویی به او اجازه میداد تا با مصدومیت فعلی خود را با قبلی مقایسه کند. با بررسی و مطابقت زخم ها سریعاً متوجه شد که شکل آنها با پنجه موجودات مطابقت دارد.
نوآ با تعجب از خود پرسید: «-این توانایی ذاتی ایناِ؟»
سپس شعله های آتش به سوی او چرخید تا بدنش را شفا دهد.
نوآ نمیتوانست توضیح در مورد چگونگی زخم های وارد شده به خود پیدا کند.
او هیچ تغییری در انرژی اطرافش احساس نمیکرد، حتی با اینکه دنیای تاریک هنوز بود و به طور معمول هیچ چیز نمیتوانست بدون هشدار حواسش از او عبور کند، باز هم متوجه تحرکات آن موجودات نشد.
حملات هنوز ادامه پیدا کرد و نوآ هنوز متوجه چگونگی حملات نشده بود؛ بریدگی های بیشتری روی دستها، پاها و تنهاش ظاهر میشد، اما شعلههای آتش همیشه در مدت کوتاهی زخم هایش را التیام میداد.
با ادامه دریافت حملات از طرف جانوران، استراتژی نوآ تغییر کرد؛ اینبار از بیشتر حملات طفره میرفت.
موجودات تا به حال نتوانسته بودند به سر او ضربه بزنند، اما او هم نمیخواست که این فرصت را به جانوران بدهند.
نوآ از او تأثیر گذاری این تغییر استراتژی مطمئن نبود، اما نمیتوانست در آن موقعیت کارهای زیادی انجام دهد. نوآ نمیدانست که آن موجودات چگونه ...
کتابهای تصادفی


