فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1428

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1428: قلمرو سایه

نوآ نتوانست کاری جز سکوت در مقابل نظرات خانم ووید بکند. او حتی آخرین قسمت صحبت او را نشنید، اما قسمتی که او ادعا می‌کرد یک تهذیب‌گر با استعداد تاریکی است، باعث آشفتگی در ذهن او شد.

میراثی که او از زمان ورودش به سرزمین‌های جاودانه تصاحب کرده بود حاوی منابع و تکنیک‌هایی بود که هر کسی می‌توانست یاد بگیرد. تهذیب‌گران آسمانی اهمیت بیشتری به قوانین خود می‌دهند تا عناصرشان. یادگیری آن توانایی ها فقط باعث برتری اونها می‌شد.

نوآ در آن زمینه کمی متفاوت بود. جاه طلبی او باعث می‌شد تا آرزوی هرچیزی را داشته باشد و نژادش به او اجازه می‌داد تقریباً هر تکنیکی را تحمل کند. او هنوز چیزی را پیدا نکرده بود که نتواند از آن استفاده کند. تطبیق پذیری او ناشی از ذخایرش در قلمرو پایین بود.

این ذخایر به او اجازه داده بود در جایی که دیگران شکست خورده بودند بدرخشد. الزامات غیرممکن تعیین شده توسط برخی از وراثت ها تنها چالش های سختی بودند که او با آنها روبرو شد.

فقط گودال تکامل بسیار آسان بود زیرا سیاهچاله او باعث می‌شد تا الزاماتش را برآورده کند. با این حال، تنها دستاوردش در آنجا آن بود که توانست مرکز چهارم قدرتش را تهذیب کند و او قادر به آن نبود تا تمام میراث را تصاحب کند.

با این حال، همه چیز با خانم ووید متفاوت بود. نوآ با جاه‌طلبی و همان استعدادش می‌توانست به دنبال یادگیری فنون و طلسم‌هایش باشد بدون اینکه سال‌ها صرف عادت به آنها کند.

در حالی که نوآ در افکارش فرو رفته بود، سیلی دیگری بر گونه اش خورد. خانم ووید از این که به او توجهی نمی‌کند عصبانی به نظر می‌رسید، اما او حاضر به صحبت دوباره نشد. او قبلاً از آن تشکر کرده بود.

نوآ در حالی که تعظیم عمیقی انجام می‌داد تعجب کرده بود: "-من واقعا میتونم اونجوری که باید ازش تشکر کنم؟"

نوآ امیدوار بود که حالت او برای جلب رضایت متخصص کافی باشد. توانایی او در آن نوع از تعاملات اجتماعی همیشه کم بود.

خانم ووید قبل از اینکه حالت سردی به خود بگیرد خرخر کرد: «به نظر می‌رسه که می‌دونی وقتی ازت چیزی می‌پرسند چطور رفتار کنی. بسیار خوب. من راز برتری خودم رو بهت میگم.»

خانم ووید دستانش را روی هم گذاشت و بی حرکت ماند. نوآ نمی‌دانست او به چه فکر می‌کند، اما جرات نداشت حرفش را قطع کند. وقتی صحبت از شخصیت های عجیب و غریب می‌شد بهتر بود تا با آن همراهی کند. او آن درس را از رعد عجیب و غریب یاد گرفته بود.

...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی