فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1430

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1430: حوصله

نوآ دلایل خود را برای بیرون آمدن از غار داشت. او هرگز دوست نداشت برای مدت طولانی در یک مکان امن بماند زیرا در هنگام مواجهه با سختی ها امکان پیشرفت در آن بیشتر بود. همچنین، برای آخرین برنامه خود نیاز داشت تا در سرزمین های جاودانه جست‌و‌جوکند.

کریستال‌های قرمز به‌دست ‌آمده در گودال تکامل می‌توانند دوستان او را بهبود ببخشند، زیرا ویژگی‌هایی شبیه به سیاه‌چاله او داشتند. آنها قسمتی نبودند که بتوانند به عملکرد های او سودی برسانند، اما می‌توانستند همان تصفیه را انجام دهند.

نوآ به خودش اجازه نداد تا آنها را به سرعت بر روی دوستانش امتحان کند. شب، غرش و شمشیر شیطانی پایه های اصلی مهارت درونی او در نبرد بودند. او از یک دورگه معمولی قوی‌تر بود، اما این سه موجود قدرت او را بسیار فراتر از آن چیزی که یک حضور در سطح او می‌توانست داشته باشد، به ارمغان آورد.

آنها یکی از اصلی ترین دلایلی بودند که او می‌توانست از مزایایی که دیگران از آن فرار می‌کردند استفاده کند. به خطر انداختن پایه آن‌ها با موادی که او هیچ درکی از آن نداشت فکری احمقانه بود.

نوآ تصمیم گرفته بود یک همراه خونی جدید برای آزمایش کریستال های قرمز بسازد، اما هنوز نمونه ای را پیدا نکرده بود که استانداردهای او را برآورده کند. جانوران جادویی اختاپوس مانند وجودی تو خالی از موجوداتی با استعداد تاریکی بودند، اما قدرت پایه آنها باعث نمی‌شد تا به انتخاب مناسبی تبدیل شوند.

بهترین جواب برای حل مشکل او، جست‌و‌جو در سرزمین های جاودانه، به خصوص قلمرو جانوران جادویی بود. وضعیت سیاسی کنونی نیز به نفع نوآ بود، زیرا بیشتر موجودات قوی‌تر یا در مرز با بخش انسانی می‌جنگیدند یا در سرزمین‌های فتح شده ساکن می‌شدند.

نوآ بیشتر مواقع به سرعت ناپدید می‌شد، اما می‌دانست که آن دو دورگه او را دنبال خواهند کرد. به همین خاطر، او تصمیم گرفت روی سطح منتظر بماند تا آنها از محل انزوا خود خارج شوند تا بتواند کاوش در آن سرزمین ها را از سر بگیرد.

در مورد پادشاه الباس، نوآ نمی‌دانست با او چه کند. او ابتدا فکر می‌کرد که درباریان تا آن زمان آنجا را ترک می‌کنند، اما او هنوز در آنجا اقامت داشت.

دان و جردن به سرعت متوجه شدند که نوآ غار خود را ترک کرده است و پیام های ذهنی برای او ارسال کردند که در آن وضعیت خودشان را توضیح دادند. پس از یک مکالمه کوتاه، آ...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی