تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1432
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
دریاچه سفید
دان به پادشاه الباس با بی علاقگی گفت: «فکر کردم به ما ملحق شدی تا از مشکلات ما بهره ببری.»
جردن در حالی که شقیقه هایش را ماساژ میداد، افزود: «آگاهی برتر سه دورگه رو در اختیار دارین. اما هنوز به ما بی توجهی میکنین تا علایقتونو دنبال کنین... اگه همین رفتار باعث مرگ یکیمون شه به هیچ وجه نمی بخشمت!»
پادشاه الباس هر دو دورگه را نادیده گرفت. در حالی که مارمولک عظیم کوهستانی را مطالعه میکرد، چند عدسی رو به رویش شناور بود. کنجکاوی او چنان شدید بود که حتی دان و جردن از شکایت خود دست کشیدند.
نوآ به آن گفتگو نپیوست. رفتار پادشاه الباس او را نیز عصبانی کرد، اما مزایایی که برای گروه به ارمغان آورد غیرقابل انکار بود. همچنین، مشکلات در آن شرایط عادی بود. فقط زمانی که کاملا تنها میشد، همه چیز میتوانست آنطور که میخواست پیش بیاید.
دانش پادشاه الباس بسیار زیاد بود. تخصص او همه زمینه های سفر تهذیب را پوشش میداد و اغلب روش هایی داشت که از آنچه استادان در سطح او میتوانستند انجام دهند، پیشی میگرفت.
همچنین به نقش خود در گروه وفادار ماند. پادشاه الباس سکونتگاه هایی را فراهم کرد که به جذب انرژی از محیط کمک میکرد. با گوشت دشمنان طوری رفتار میکرد که میتوانست ارزش غذایی آنها را بهبود بخشد. حتی حسگرهایی داشت که فراتر از آن چیزی بود که آگاهی ذاتی دورگه ها بتواند به آن برسد.
پادشاه الباس اغلب باعث دردسر میشد، اما کسی بود که بیشترین بخشش را به گروه داد. نوآ و دیگران معمولا قدرت نبرد خود را به نیازهای تیم خود ارائه میدادند.
جردن جانور را تشریح و بدنش را به چهار قسمت تقسیم کرد. شاه الباس بیشترین سهم را دریافت کرد، اما او از روش های خود برای بهبود کیفیت بدنش استفاده کرد.
گروه تا آن زمان به این رویه عادت کرده بود، بنابراین بدشان نمیآمد چند ماه قبل از جمع آوری سهم خود صبر کنند. مزایای این فرآیند قابل توجه بود. دست کشیدن از این پیشرفت های رایگان احمقانه خواهد بود.
نوآ در حالی که همراهانش با جسد مشغول بودند به عمق لانه مارمولک شیرجه زد. دانش او در زمینه جانوران جادویی و آگاهی...
کتابهای تصادفی


