تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1436
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1436 1436. ماهیگیری
در حالی که ته حوض را از طریق لنزهای شاه الباس بررسی میکرد، دانش نوآ در زمینه جانوران جادویی با آگاهی برترش ترکیب شد. نور قرمز ضعیفی که توسط میراث خونی ساطع شده بود، حواس او را پرت میکرد، اما او وظیفه خود را فراموش نکرد.
مطالعات و غرایزش به او اجازه میداد تا چند نظریه ارزشمند در مورد آن محیط داشته باشد. در محیط اثری از نبرد نبود، بنابراین میراث خونی باید ویژگی ذاتی آن گونه مرموز باشد.
آن موجودات باید بسیار باهوش بوده و احساسات شدیدی را حس میکردند تا چنین منظرهای را به وجود آورند. همچنین مجبور بودند اغلب بمیرند و گرسنگی خود را کنترل کنند تا لانه را حفظ شود.
نامهای زیادی در ذهن نوآ ظاهر شد. جزئیات گونههایی که فقط در افسانهها و گزارشهای قدیمی شنیده بود و فهرستی از موجودات احتمالی که میتوانستند در آن محیط زندگی کنند را ایجاد کرد و از دریای ذهنیاش بیرون آورد.
میمونهای کایسر باهوشترین گونهای بودند که او میشناخت، اما این موجودات زیر آب زندگی نمیکردند. پاسخ جای دیگری بود، دانشی درونی که دنیای پایینی هرگز نتوانسته بود ارائه دهد.
نورهای ضعیف نتوانستند کف حوض را روشن کنند و آب تیره آن نیز مانع بازرسی نوآ میشد. با این حال، سرنخهای بیشماری که او در حین بررسی محیط یافت، در نهایت او را به سمت یک نوع خاص از موجودات سوق داد.
نوآ در حالی که حوض دید او را پر کرده بود تعجب کرد: "-ممکنه خرچنگ باشن؟"
موجودات خرچنگ تنها جانوران جادویی بودند که با این معیارها مطابقت داشتند. کشتن آنها نسبتاً آسان بود و قدرت ضعیفتر ذاتیشان مانع از ظهور محدودیت در باروری آنها میشد.
تنها متغیری که او نتوانست آن را تایید کند، هوش بود. نوآ هنگام ایجاد فرضیه خود، نامزدهای غیرممکن دیگری را حذف کرده بود. موجودات خرچنگ در میان گونههای دریایی کاملاً باهوش بودند. آنها فاقد حماقت ذاتیای بودند که غالباً سایر جانوران قویتر را مبتلا میکرد.
زمانی که نوآ به نتیجه رسید، شروع به بخاطر سپردن هاله تابش شده توسط آبهای کدر کرد. ذهن او تبدیل به گردابی شد که هر احساسی از برکه آزاد میشد، جذب میکرد.
پادشاه الباس نیاز داشت که طنابهای خود را با هاله آن موجودات تطبیق دهد، بنابراین نوآ باید تصویری عالی به دست میآورد تا به ا...
کتابهای تصادفی


